[پیام فضلینژاد، کیهان، 1 تیر 1389] شيخ «يوسف صانعي» سال 1378 با صدور فتوايي جواز «نمايش زن مسلمان بي حجاب در سينما و تلويزيون» را مي داد و رقص جوانان با موسيقي پاپ را مانند «غسل نشاط» مستحب مي شمرد؛ شيخ «اسدالله بيات» سال 1379 فعاليت خوانندگان زن مانند «گوگوش» و «تك خواني زن» را بلااشكال مي دانست؛ شيخ «حسين موسوي تبريزي» سال 1380 از «سيما بينا» ستايش مي كرد و جواز تماشاي فيلم هاي اروتيك را مي داد. لطفا اين فضا را در ذهن تان مجسم كنيد، پيوندهاي هنر سكولار و سياست ليبرال با يكديگر را ببينيد و در كنارش، فيلم هاي آن روزها را هم به ياد آوريد؛ آن وقت قدر « هنرمندان متعهد» را خواهيم دانست.
[گزارش تحلیلی دپارتمان] تنها یک روز پس از آخرین افشاگری روزنامه کیهان از پروژه حسین بشیریه برای کودتای مخملی و فحاشیهای این جاسوس CIA به پیام فضلینژاد، معاون وزیر اطلاعات امروز چهارشنبه (7 بهمن 1388) در نشست خبری با خبرنگاران رسانهها، به تشریح و تحلیل استراتژی کودتای مخملی و انتخاباتی اصلاحطلبان پرداخت و گفت: «حسین بشيريه و ولیرضا نصر - كه مشاور اوباما رئيسجمهور آمريكا نيز هست - هدايت جريان فكري -آمريكايي- اين جريانات را در دست دارند.» این مقام بلندپایه امنیتی همچنین از جاسوسی مشاور اصلی میرحسین موسوی برای یک سرویس امنیتی اروپا خبر داد، اما هویت این جاسوس ایرانی را فاش نکرد.
[متن کامل] آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکنها گرد شما حلقه زدهاند و رقاصهها به عشق شما میرقصند.» حیرتآور است؛ معنویت بیداد میکند! برای آن میتوانید یک تئوری جدید اصلاحطلبانه بسازید، اما حتما تهوعآور خواهد بود. نمیدانستیم عشوههای بازاری آنان اینقدر برایتان دلرباست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روحالله - که ریاکارانه دم از آن میزید- خجالت بکشید.
[پیام فضلینژاد، کیهان، 24 مرداد 1388، صفحه 14] كار به جاي جالبي رسيده است. عده اي براي هجويات سياسي اصلاح طلباني مانند «مهدي كروبي» فلسفه مي بافند و نظريه هاي جامعه شناختي سرهم مي كنند كه آخرين مدل آن، آراء آقاي «عماد افروغ» در روزنامه «اعتماد ملي» است. ايشان نوشته كه قدرت هاي خارجي هيچ گونه توطئه اي را براي «كودتاي مخملي» در ايران برنامه ريزي و اجرا نكرده اند و در نوشتاري ديگر نيز، از مردم خواست تا مسئولاني را كه زمينه محاكمه «محمدعلي ابطحي» و «محمد عطريانفر» را فراهم كرده اند، مجازات كنند!
[پیام فضلینژاد، خبرگزاری فارس] چکیده: اين تئوري پس از قرن هفدهم ميلادي از درون لژهاي فراماسونري بيرون آمد. اعضاء انجمن سلطنتي لندن براي ترويج دانش طبيعي و سپس اصحاب دايره المعارف فرانسه، «تئوري ماسوني علم» را ساختند و پرداختند و فيلسوفاني و مشاهيري چون ژان ژاك روسو، مونتسكيو، ولتر، دني ديدرو، بنجامين فرانكلين، جان لاك (پدر جامعه مدني در غرب) و... نيز زير چتر تشكيلات جهاني فراماسونري به توليد نظريه پرداختند. مورخاني چون ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن و نيز مازيليش در كتاب سنت روشنفكري در غرب به اين فرآيند اشارات دقيقي كرده اند.