[گزارش تحلیلی دپارتمان] تنها یک روز پس از آخرین افشاگری روزنامه کیهان از پروژه حسین بشیریه برای کودتای مخملی و فحاشیهای این جاسوس CIA به پیام فضلینژاد، معاون وزیر اطلاعات امروز چهارشنبه (7 بهمن 1388) در نشست خبری با خبرنگاران رسانهها، به تشریح و تحلیل استراتژی کودتای مخملی و انتخاباتی اصلاحطلبان پرداخت و گفت: «حسین بشيريه و ولیرضا نصر - كه مشاور اوباما رئيسجمهور آمريكا نيز هست - هدايت جريان فكري -آمريكايي- اين جريانات را در دست دارند.» این مقام بلندپایه امنیتی همچنین از جاسوسی مشاور اصلی میرحسین موسوی برای یک سرویس امنیتی اروپا خبر داد، اما هویت این جاسوس ایرانی را فاش نکرد.
[متن کامل] آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکنها گرد شما حلقه زدهاند و رقاصهها به عشق شما میرقصند.» حیرتآور است؛ معنویت بیداد میکند! برای آن میتوانید یک تئوری جدید اصلاحطلبانه بسازید، اما حتما تهوعآور خواهد بود. نمیدانستیم عشوههای بازاری آنان اینقدر برایتان دلرباست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روحالله - که ریاکارانه دم از آن میزید- خجالت بکشید.
[پیام فضلینژاد، کیهان، 24 مرداد 1388، صفحه 14] كار به جاي جالبي رسيده است. عده اي براي هجويات سياسي اصلاح طلباني مانند «مهدي كروبي» فلسفه مي بافند و نظريه هاي جامعه شناختي سرهم مي كنند كه آخرين مدل آن، آراء آقاي «عماد افروغ» در روزنامه «اعتماد ملي» است. ايشان نوشته كه قدرت هاي خارجي هيچ گونه توطئه اي را براي «كودتاي مخملي» در ايران برنامه ريزي و اجرا نكرده اند و در نوشتاري ديگر نيز، از مردم خواست تا مسئولاني را كه زمينه محاكمه «محمدعلي ابطحي» و «محمد عطريانفر» را فراهم كرده اند، مجازات كنند!
[پیام فضلینژاد، خبرگزاری فارس] چکیده: اين تئوري پس از قرن هفدهم ميلادي از درون لژهاي فراماسونري بيرون آمد. اعضاء انجمن سلطنتي لندن براي ترويج دانش طبيعي و سپس اصحاب دايره المعارف فرانسه، «تئوري ماسوني علم» را ساختند و پرداختند و فيلسوفاني و مشاهيري چون ژان ژاك روسو، مونتسكيو، ولتر، دني ديدرو، بنجامين فرانكلين، جان لاك (پدر جامعه مدني در غرب) و... نيز زير چتر تشكيلات جهاني فراماسونري به توليد نظريه پرداختند. مورخاني چون ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن و نيز مازيليش در كتاب سنت روشنفكري در غرب به اين فرآيند اشارات دقيقي كرده اند.
[پیام فضلینژاد، روزنامه کیهان] آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و وزارت خارجه ایالات متحده میکوشند تا با مشارکت یکدیگر، پروژهای استراتژیک را برای فروپاشی ایدئولوژیک سینمای ایران به سرانجام رسانند. آنان میخواهند ساختار دینی و مناسبات ارزشی حاکم بر سینمای انقلاب اسلامی ایران را دگرگون کنند تا این سینمای مستقل در جهان به نسخة بدلی سینمای هالیوود تغییر ماهیت دهد. بخشی از این پروژة استراتژیک، ناظر به خلق «ستارههای جهانی» از میان بازیگران سینمای ایران است.