مشاوره با تیم | عمومي | محرمانه : نسخه
 
   
سند راهبردی کارنامه فضلي نژاد گالری
نقد و نظر رخدادها تفسیر در کیهان سخنرانی بازتاب بانک پژوهشی کمپین علیه شیرین عبادی کتابخانه الکترونیک

بانک پژوهشی

پژوهش‌ها و تحليل‌هاي برگزيده دپارتمان در حوزه‌هاي گوناگون حقوقي



چهارشنبه، ۳۰ دی ۱۳۸۸
روش‌شناسی ترور‌های آکادمیک، پیام فضلی‌نژاد، کیهان، بخش دوم و آخر
در ساعت 01:56

پیام فضلی‌نژاد، پژوهشگر موسسه کیهان در جدیدترین نوشتار خود در روزنامه کیهان با افشای سندی تاریخی و تکان‌دهنده متعلق به «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» دوره اصلاحات، از نظریه‌پردازی اصلاح‌طلبان سکولار برای تشکیل «گروه‌های مقاوت چریکی»، ایجاد «شورش‌های شبه نظامی» و انجام «ترورهای سیاه» پرده برداشت. این نظریه که به صورت رسمی در زمان وزارت «عبدالواحد موسوی لاری» در 26 دی‌ماه 1382 برای بهره‌برداری محدود «رییس جمهوری» و 2 نهاد دیگر تنظیم شده است، نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان سکولار قائل به «ترور برای دموکراتیزاسیون» بوده‌اند.

فضلی‌ نژاد در این یادداشت که در صفحه 14 روزنامه کیهان مورخه 30 دی‌ماه 1388 منتشر کرده، با شرح جزییات این سند تکان‌دهنده می‌نویسد: «آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» به درخواست «عبدالواحد موسوي لاري» (وزير وقت كشور) پروژه اي مطالعاتي را پيرامون «گذار به دموكراسي» تعريف كرد كه اجراي آن طي قراردادي رسمي، از سوي معاون وزير به «حسين بشيريه» (محقق عضو CIA) سپرده شد... فرآيند تدوين نقشه عملياتي «گذار به دموكراسي» در وزارت كشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زير نظر «حسين بشيريه» و با همكاري 4 پژوهشگر ديگر، از آبانماه 1382 تا آذرماه 1383 به طول انجاميد و فقط در 1 مورد، 25 ميليون تومان هزينه اين دستورالعمل 100صفحه اي شد... در اين دستورالعمل، بشيريه باب نظريه پردازي براي ترورهاي سياه را گشود. او با كپي برداري از كتاب «موج سوم دموكراسي» نوشته «ساموئل هانتينگتون»، مي گويد كه اصلاح طلبان براي فروپاشي رژيم غيردموكراتيك و در «فرآيند گذار» بايد به سوي «تشكيل نيروهاي نظامي رقيب درون كشور يا در كشورهاي همسايه» بروند، «هسته هاي مقاومت چريكي و شبه نظامي بر ضد رژيم» را پديد آورند، در ميان نيروهاي مسلح و ارتش شكاف اندازند، چنددستگي هاي اجتماعي را به درون نيروهاي نظامي نيز گسترش دهند و حتي بخشي از ارتش را به شورش عليه رژيم غيردموكراتيك ترغيب كنند. از اين رو، بازتاب دستورالعمل 2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا» در تئوري دموكراتيزاسيون اصلاح طلبان سكولار مشهود است و «هسته هاي مقاومت چريكي» همان «جوخه هاي مرگ جامعه مدني» هستند.»

چگونه پروژه «مبارزه مدني» به «ترورهاي سياه» تبديل شد؟- بخش آخر

ترور براي دموكراتيزاسيون!

نوشته پيام فضلي نژاد

لینک در روزنامه کیهان

تجربه تاريخي به ما مي گويد مثلث جاسوسي CIA، موساد و MI6 از «روشنفكران سكولار» (شهروندان مورداعتماد خود) به عنوان اعضاء «جوخه هاي مرگ» براي اجراي «ترورهاي آكادميك» استفاده كرده اند. سال 1387، هنگامي كه 2 تن از اعضاء «كمپين يك ميليون امضاء» در دادگاه انقلاب به اتهام شركت در عمليات هاي تروريستي غرب كشور محكوم و روانه زندان شدند، اين گمانه شدت گرفت.

اكنون سندي متعلق به 26 دي ماه 1382 از حلقه سكولارهاي «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» در دست است كه با اقتباس از دستورالعمل 2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا» حكم به مقبوليت «جنگ هاي شبه نظامي» و «ترورهاي سياه» در فرآيند «گذار به دموكراسي» مي دهد بايد بيشتر به چنين گمانه اي حساس بود. با اين حال، ترورهاي آكادميك تنها موكول و معطوف به شرايط «كودتاي مخملي» نيست، بلكه ناكامي در شكار جاسوس و يا ترور شخصيت هاي موثر سياسي و نظامي و يا دانشمندان و كارشناسان به منظور توقف يا كند كردن شتاب حركت علمي و تكنولوژيك كشور هدف نيز مي تواند در دستور كار قرار گيرد و انواع اخير مخصوصا بارها از سوي موساد به اجرا درآمده است.

ترور شهيد «مسعود علي محمدي» را مي توان در يك چارچوب تركيبي از مجموع 2 استراتژي شناخته شده «ترورهاي آكادميك» تحليل كرد. همه شواهد در 7 روز گذشته، مسئوليت انجام اين ترور را متوجه مثلث جاسوسي CIA، موساد و MI6 مي كند. «جاستين ريموندو»، تحليلگر ارشد امنيتي در «آنتي وار» 3 روز پيش فاش كرد كه «موساد» با همكاري سيا» و در چارچوب برنامه «اقدامات مرگبار دفاعي» آمريكا عليه ايران به ترور علي محمدي دست زده است. همين تئوري را انستيتو تحقيقات امنيتي «استرات فور» و آژانس «دبكا» (متعلق به موساد) نيز تائيد كرده اند.

براساس اين تئوري، ترور استاد فيزيك دانشگاه تهران 2 هدف را دنبال مي كند. هدف اول، حذف يك دانشمند فيزيك و چهره سرشناس علمي است؛ كسي كه در پروژه هسته اي «سزامي» حضور داشت و به روايت سايت رسمي «وزارت خارجه اسرائيل» در سمينارهاي بين المللي «كم حرفي پيشه مي كرد.» اين عبارت مي تواند گوياي آن باشد كه عليرغم كوشش جاسوسان «موساد» وي اطلاعاتي از بنيان هاي علمي ايران را فاش نكرده است (گزاره ناكامي در شكار جاسوس) هدف دوم، «بي اعتبارسازي جمهوري اسلامي» در فرآيند پروژه «كودتاي مخملي» است. رسانه هاي اپوزيسيون داخل و خارج در يك پروژه خبرسازي مجعول، شهيد علي محمدي را از مخالفان حاكميت فرض كرده اند و مسئوليت ترور او را متوجه نظام كرده اند. (گزاره ترورهاي آكادميك در كودتاي مخملي) تنها پيام دروني «ترورهاي آكادميك» زوال جنگ نرمي است كه 20 سال انرژي غرب را گرفت تا انقلاب اسلامي را به زانو درآورد، اما به سختي شكست خورد.

موساد، روشنفكران و ترور

براي درك زاويه اي ديگر از ترور شهيد «مسعود علي محمدي» مي توان به يك عمليات مشترك «موساد» با سازمان CIA و سرويس جاسوسي فرانسه (SDECE) در سال 1965 اشاره كرد. فرانسوي ها در دهه 1960 پروژه تشكيل يك «شبكه جاسوسي دانشگاهي» را در مراكش دنبال مي كردند و همه تلاش خود را به جلب همكاري پرفسور «مهدي بن بركه» (دانشمند مشهور ضد آمريكايي و از بانيان استقلال مراكش) معطوف ساختند. «بن بركه» فكر تاسيس «دانشگاه سه قاره» را براي تربيت روشنفكران ضد استعماري دنبال مي كرد و اين يك فرصت استثنايي براي تاثيرگذاري «سرويس جاسوسي فرانسه» روي محافل آكادميك و روشنفكري ضد آمريكايي به شمار مي رفت. فرانسوي ها ابتدا كوشيدند تا به هر طريقي به «بن بركه» نزديك شوند، اما وقتي در شكارش ناكام ماندند، پروژه قتل او را طراحي كردند تا مانع افزايش فزآيند قدرت تئوريك و علمي نيروهاي ضد آمريكايي شوند.

روز 29 اكتبر 1965، «مارگريت دوراس» (يكي از به اصطلاح روشنفكرترين زنان اروپايي و نويسنده فيلمنامه «هيروشيما عشق من») و «ژرژ فرانجو» (فيلمساز فرانسوي) به بهانه مذاكره با «بن بركه» براي ساختن فيلم مستندي با عنوان «مبارز ضد استعمار» اين دانشمند مراكشي را به كافه اي در مركز شهر پاريس كشاندند، اما ماموران موساد «بن بركه» را دم در ورودي كافه ربودند و پس از شكنجه هاي فراوان كشتند. سالها بعد فاش گشت كه رئيس وقت «موساد» شخصا عمليات ترور بن بركه را با همكاري سازمان جاسوسي سيا و پليس مخفي فرانسه هدايت مي كرده است؛ عملياتي كثيف كه با مشاركت «روشنفكرترين زن سكولار» در فرانسه اجرا شد.

سرژلو پرون، فيلمساز برجسته فرانسوي در سال 2006 مستندي داستاني به نام «من ديدم بن بركه را كشتند» ساخت و به نقش «مارگريت دوراس» در ربودن و قتل اين روشنفكر مراكشي اشاره كرد. اين واقعه گوياي همكاري پنهان روشنفكران اردوگاه ليبرال سرمايه داري با سازمان هاي جاسوسي غرب براي ترور مبارزان ضد استعماري است. بنابراين، «روشنفكرترين زن» در اردوگاه ليبراليسم چه بسا يك «قاتل بالقوه» باشد، همانگونه كه دموكراسي خواهان آمريكايي نيز مي توانند يك «تروريست بالقوه» باشند.

حسين بشيريه: ترور براي دموكراتيزاسيون!

آبانماه 1382، «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» به درخواست «عبدالواحد موسوي لاري» (وزير وقت كشور) پروژه اي مطالعاتي را پيرامون «گذار به دموكراسي» تعريف كرد كه اجراي آن طي قراردادي رسمي، از سوي معاون وزير به «حسين بشيريه» سپرده شد. بشيريه كه اكنون در «بنياد اعانه ملي براي دموكراسي» (NED) به عنوان بازوي پژوهشي «سازمان جاسوسي سيا» حضور دارد، از ابتداي دهه 1370 به عنوان تئوريسين ماهنامه «اطلاعات سياسي- اقتصادي» و مجله «نقد و نظر» شناخته مي شد و در كنار «عبدالكريم سروش» از پدران فكري اصلاح طلبان به شمار مي رفت.

او در 26آبان 1382 چكيده سندي رسمي را به «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» در 8 صفحه ارائه داد كه ابتدا براي بهره برداري محدود «رئيس جمهوري»، «مجلس شوراي اسلامي» و «وزارت كشور» تهيه شد. بشيريه در اين سند صراحتا مي نويسد كه «هدف از اين پژوهش يك مطالعه نظري نيست، بلكه عرضه راهبردهاي كاربردي، شيوه هاي عملي و قابل اجرا براي تحقق گذار به يك نظام دموكراتيك است.» وي با اشاره به «ضعف شيوه هاي اصلاح طلبي» موجود به عنوان يكي از اصلي ترين موانع «گذار» به پيچيدگي اين فرآيند اشاره مي كند و مي گويد رژيم جمهوري اسلامي از جنس رژيم هاي اروپاي شرقي نيست كه با مدلهاي كلاسيك از پاي درآيد. بشيريه مطالعات خود را براي پيشبرد پروژه «فروپاشي» روي امواج 4گانه بحران (بحران مشروعيت، همبستگي، كارآمدي و سلطه) متمركز ساخت. فرآيند تدوين نقشه عملياتي «گذار به دموكراسي» در وزارت كشور دولت اصلاحات در 4 مرحله زير نظر «حسين بشيريه» و با همكاري 4 پژوهشگر ديگر، از آبانماه 1382 تا آذرماه 1383 به طول انجاميد و فقط در 1 مورد، 25 ميليون تومان هزينه اين دستورالعمل 100صفحه اي شد.

در اين دستورالعمل، بشيريه توصيه كرد كه در صورت شكست اصلاح طلبي، بايد به سوي ايجاد «بحران سلطه» (فلج كردن سيستم عصبي حاكميت) رفت و در همين نقطه، باب نظريه پردازي براي ترورهاي سياه را گشود. او با كپي برداري از كتاب «موج سوم دموكراسي» نوشته «ساموئل هانتينگتون»، مي گويد كه اصلاح طلبان براي فروپاشي رژيم غيردموكراتيك و در «فرآيند گذار» بايد به سوي «تشكيل نيروهاي نظامي رقيب درون كشور يا در كشورهاي همسايه» بروند، «هسته هاي مقاومت چريكي و شبه نظامي بر ضد رژيم» را پديد آورند، در ميان نيروهاي مسلح و ارتش شكاف اندازند، چنددستگي هاي اجتماعي را به درون نيروهاي نظامي نيز گسترش دهند و حتي بخشي از ارتش را به شورش عليه رژيم غيردموكراتيك ترغيب كنند. از اين رو، بازتاب دستورالعمل 2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا» در تئوري دموكراتيزاسيون اصلاح طلبان سكولار مشهود است و «هسته هاي مقاومت چريكي» همان «جوخه هاي مرگ جامعه مدني» هستند. اين «نقشه عملياتي» با مجوز «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» در قالب كتابي توسط نشر «نگاه معاصر» روانه بازار كتاب شد!

دور تسلسل حماقت سكولارها

دين بزرگي بر گردن ماست، اگر تحليل هاي سياسي رهبر معظم انقلاب را موشكافانه و دردمندانه دنبال نكنيم. يك روز پيش از نخستين «ترور فريبنده» مثلث جاسوسي CIA، موساد و MI6 (قتل ندا آقاسلطان) حضرت آيت الله خامنه اي در خطبه هاي تاريخي نماز جمعه 29 خرداد 1388 فرمودند:

«براي نفوذي تروريست... چه چيزي بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمي كه مي خواهند راهپيمايي كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششي براي او درست كند، آن وقت مسئوليتش با كيست؟... تو خيابان از شلوغي استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروي انتظامي را ترور كنند و... محاسبه اين واكنش ها با كيست؟... دل انسان خون مي شود از اين حوادث... من از همه مي خواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستي نيست. اگر خاتمه ندهند، آن وقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده آنهاست.»

از اين رو، بر مسئولان قضايي ما فرض است كه مثلث سران فتنه (خاتمي، موسوي، كروبي) را به عنوان «مسببان» ترورهاي سياه تحت تعقيب كيفري قرار دهد. در آن خطبه هاي حكيمانه، حضرت آيت الله خامنه اي نكات مهم ديگري نيز شكافتند و فرمودند: «خيال كردند ايران هم گرجستان است... احمق ها خيال كردند جمهوري اسلامي، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه مي كنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.»

دور تسلسل حماقت سكولارها پاياني ندارد و البته اين سرنوشت محتوم آنان است. با پايان جنگ تحميلي، آنان پروژه «بحران مشروعيت» و «بحران همبستگي» را زير پوشش «گذار به دموكراسي» دنبال كردند تا جمهوري اسلامي نيز مانند اروپاي شرقي دستخوش كودتاي مخملي گردد و فرو ريزد. «جنگ نرم» در ايران به ضد خود بدل شد و حماسه 9 دي 1388 همه آن پروژه را يكجا به شكست كشاند. اكنون، احمق ها خيال كرده اند اينجا نيكاراگوئه يا چكسلواكي است و پروژه «ترورهاي سياه» را در حالي پي مي گيرند كه به فرموده امام خميني(ره) در پيام به مناسبت شهادت شهيد مفتح:

«جوانان متعهد ما براي نيل شهادت در راه خدا درخواست دعا مي كرده و مي كنند، بدخواهان ما كه از همه جا وامانده اند دست به ترور وحشيانه مي زنند، ما را از چه مي ترسانند؟!»


آدرس دائمی | نظرات (0) | ارسال از طریق YIM | صفحه آغازین | © دپارتمان 1385



آرشیو بانک پژوهشی

















جستجو





با پشتيباني Blogdigger badge

در باره


بخش بانک پژوهشی، وبلاگی از دپارتمان است شامل اخبار روزانه حقیقی و  ...

 

ارتباط و همكاري

سايت رسمي پيام فضلي نژاد،از آراء و عکس العمل هاي مخاطبان و منتقدان استقبال مي کند. با ما تماس بگيريد:

Payam.Fazlinejad at Gmaildot com