مشاوره با تیم | عمومي | محرمانه : نسخه
 
   
سند راهبردی کارنامه فضلي نژاد گالری
نقد و نظر رخدادها تفسیر در کیهان گفت و گو سخنرانی ها بانک پژوهشی کمپین علیه شیرین عبادی کتابخانه الکترونیک

بانک پژوهشی

پژوهش‌ها و تحليل‌هاي برگزيده دپارتمان در حوزه‌هاي گوناگون حقوقي



پنجشنبه، ۲۱ آذر ۱۳۸۷
آشنايي با پدر سياست مدرن در غرب، شهريار زرشناس
در ساعت 00:57

ماكياولي را مي توان، اولين تئوريسين مدافع "امپرياليزم" و استيلاجويي بر ديگر ملت ها و كشور ها [به عنوان يكي از اهداف و غايات سياست مدرن] دانست. او در كتاب "گفتارها" [كه بعد از شهريار نوشته شده و نحوه ي تبيين تئوريك مبادي سياست مدرن و آن چيزهائي است كه در "شهريار" به صورت اجمالي گفته شده بود] با طرح مفهوم مدرن "آزادي" [كه مفهومي نفساني و منطبق بر اهواء نفساني بشر مدرن بوده و از قرن هجدهم در قالب مفهوم ليبرالي آزادي ظاهر گرديده است] آشكارا از امپرياليزم دفاع مي كند و اعمال سلطه و استيلا بر ديگر ملت ها و از بين بردن استقلال آن ها را ار لوازم مفهوم مدرن آزادي دانسته است.

نيكولو ماكياولي (Nicolo Machiavelli)، فيلسوف و انديشمند سياسي ايتاليايي، به سال 1469 در فلورانس به دنيا آمد. پدر او حقوق داني علاقمند به ادبيات و تحت تاثير نگرش اومانيستي بود. (1) خانواده ي او به طبقه ي متوسط فلورانس در دوره ي رنسانس تعلق داشت. اساساً ماكياولي را مي توان بلندگوي آراء و انديشه هاي سياسي - اجتماعي دوران رنسانس دانست.
نيكولو ماكياولي از كودكي با آراء اومانيستي زمانه خود از طريق تعليم و تربيت آشنا شد. او در جواني به كار ديواني پرداخت و به سال 1500 م به مأموريت ديپلماتيك به دربار لويي دوازدهم (پادشاه فرانسه) فرستاده شد. از آن پس تا روز 7 نوامبر سال 1512 م كه رسماً از سمت خود در ديوان شهر مغرول و اندكي پس از آن توقيف شد؛ به كار ديواني و سياسي و ديپلماتيك اشتغال دلشت. (2) با تغيير رژيم جمهوري در فلورانس به سال 1512، ماكياولي به عنوان يكي از سياستمداران آن رژيم براي مدتي زنداني و سپس خانه نشين شد و به چهره اي منفور بدل گرديد.
ماكياولي را به لحاظ سياسي و فرهنگي و آراء و انديشه ها مي توان فرزند رنسانس دانست. رنسانس، دوران آغاز مدرنيته در غرب و سيطره ي اومانيسم [در معناي تاريخي – فرهنگي و نيز ادبي آن] بوده است. با ظهور اومانيسم در رنسانس، زندگي فردي و جمعي و خصوصي و عمومي مردمان [به ويژه در شهرهايي نظير فلورانس كه به نحوي مهد رنسانس بوده اند] دگرگون گرديد. نقش و جايگاه دين و اخلاق به شدت تصعيف گرديد و سوداهاي دنياگرايانه و انديشه هاي سود طلبانه و ميل به بي بندوباري اخلاقي و فساد فراگير گسترش يافت.
با ظهور رنسانس، گونه اي نسبي گرايي و شك انگاري در قلمرو معرفت شناسي و اخلاق در جهان نگري بشر غربي پديد آمد. يقين پيشين كه مبتني بر مجموعه باورهاي انديشه ي قرون وسطايي و جهان بيني كليسايي و فلسفه ي مدرسي [اسكولاستيك] بود، از بين رفت و نحوه اي گرايش و تمايل سكولاريستي و متمايل به سرمايه سالاري جانشين آن گرديد. در واقع با رنسانس و غلبه ي اومانيسم به عنوان صورت نوعي تفكر و تمدن بشر مدرن، انسان جديدي متولد شد كه بيش از هر صورت بشري در پيشينه ي تاريخ غرب [به عنوان مثال بشر باستاني يوناني – رومي يا بشر قرون وسطايي مسيحي] سود مدار، سوداگر، دنيا انديش، قدرت طلب، لذت جو و تا حد زيادي فارغ از دغدغه ي دين و آخرت و حتي [از جهاتي] رها از دغدغه ي اخلاق و حريم و حدودهاي معنوي بود. در تاريخ غرب مدرن و در سپيده دم آن در رنسانس مي توان جلوه هاي اين رويكرد اومانيستي را در اشعار "فرانچسكو پترارك" يا در داستانهاي "دكامرون" اثر "بوكاچيو" و نيز در آراء فلسفي " لورنتسو والّا" و رساله ي معروف "عشرت طلبي" وي يا در رساله ي "كرامت بشر" اثر "پيكو دلا ميراندولا" و تلقي اومانيستي او از آدمي و نيز در هنرهاي نقاشي "لئوناردو داوينچي" و نيز "ميكل آنژ" شاهد بود.
ماكياولي فرزند چنين زمانه اي بود و آراء و برخي آثار او چونان آيينه اي بازگو كننده ي روح همين دوران است. اگرچه شهرت اصلي ماكياولي در زمينه ي انديشه ي سياسي بوده است، اما او در قلمرو ادبيات نيز به طبع آزمايي پرداخته بود. ماكياولي نمايشنامه اي نوشت به صورت كمدي با عنوان "ماندرا گولا" به زبان ايتاليايي و نيز نمايشنامه ي ديگري را از آثار كمدي نويس رومي "ترنس" كه به لاتين نگاشته شده بود، به زبان ايتاليايي ترجمه كرد. ماكياولي همچنين يك مجموعه ي شعر سرود و داستان كوتاهي هم به نام "بلفا گور" نگاشت. او كتابي در زمينه ي تاريخ فلورانس و نيز اثري در زمينه ي تاكتيك هاي نظامي و جنگي تحت عنوان "فن جنگ " نوشت. (3) اين اثر به ويژه در قرن شانزدهم مورد توجه استراتژيست ها و تئوري پردازان نظامي واقع شده بود. اما عمده ي شهرت ماكياولي نه به واسطه ي اين آثار كه به سبب دو كتاب معروف او در زمينه ي فلسفه و انديشه ي سياسي بوده است. اين دو كتاب، "شهريار" و "گفتارهائي درباره ي ليوي" يا به اختصار "گفتارها" نام دارند.
كتاب "شهريار" [معروف ترين اثر ماكياولي] به سال 1513 نوشته شده است. (4) ماكياولي در اين اثر تفسير و تلقي جديدي از "سياست" ارائه مي دهد كه منطبق با افق تفكر اومانيستي است. ماكياولي، سياست را به معناي "فن قدرت" مطرح مي كند و اصلي ترين وظيفه ي سياستمداران را به دست آوردن قدرت و نگاهداري آن مي داند. بدينسان و با اين رأي ماكياولي، بنيان سياست مدرن پي ريزي مي گردد. در واقع پيش از ماكياولي و تفسير مدرنيستي او از سياست، كسب قدرت و نگاهداري آن به عنوان كانون مركزي مفهوم سياست مطرح نبوده است. در انديشه ي يونانيان باستان، سياست بيشتر به معناي فن اداره ي زندگي دنيوي مردم بوده است، هر چند كه افلاطون در تعريف سياست نگاهي به مفهوم عدالت البته از منظور رويكرد خاص كاسموسانتريك يوناني آن داشته است. در تفكر ديني، سياست فن و هنر تحقق عدالت و تهذيب و تربيت انسان ها و فراهم ساختن بستر مناسب براي ارتقاء وجودي و رشد معنوي آن ها است. در اين معنا، باطن سياست را معنويت و اخلاق تشكيل مي دهد و انبياء و امامان معصوم (ع) الگوها و سرمشق ها ي رفتار سياسي هستند. در اين معنا، سياست در امتداد تمسك به ولايت الهي داراي صبغه اي ولايي و ديني است و به صرف اداره ي زندگي دنيوي آدميان خلاصه نمي شود [ضمن اين كه وظيفه ي اداره ي عادلانه و مبتني بر قوانين الهي زندگي مردمان را نيز براي خود قائل است.]
مفهوم مدرن سياست كه با ماكياولي به صورت تئوريك و فرموله مطرح مي شود، نسبتي با تحقق عدالت و اجراي قوانين الهي و توجه به صبغه ي ولايي ندارد. سياست مدرن [همانگونه كه ماكياولي عنوان كرده است] فن كسب و نگهداري قدرت است و چونان ابزاري جهت تحقق غايات نفس اماره ي انسان مدرن به كار مي رود. سياست مدرن، جوهر سكولاريستي دارد و اين امر را ماكياولي به صراحت مطرح كرده است.
در واقع هيچ دور از حقيقت نخواهد بود اگر ماكياولي را از مبدعان و مبلّغان سياست مدرن و از مروّجان جدائي سياست از اخلاق و دين بناميم. ماكياولي معتقد است سياستمدار جهت حفظ قدرت خود مجاز به انجام هر كاري مي باشد و در اين جهت نبايد به آداب و حدود حريم اخلاقي و ديني توجهي نمايد. در واقع ماكياولي به عنوان پدر فلسفه ي سياسي مدرن كه در آثار خود، جوهر سياست اومانيستي را بيان كرده است، آشكارا از اخلاقيات سود انگارانه [كه تجسم خواست ها و اهواء نفساني بشر پس از رنسانس است] دفاع مي كند.
آنچه ماكياولي مي گويد با افق قدرت طلبانه و استيلاجويانه و نفساني و سكولاريستي انسان بورژوا [به عنوان صورت مثالي بشر مدرن] كاملاً سازگاري دارد. در جهان سياست در ادوار پيشين تاريخ، اگرچه تعداد زيادي از سياستمداران خدعه كار و نيرنگ باز و قدرت طلب و نفس مدار وجود داشته اند، اما هيچ گاه به طور رسمي و به صورت تئوريك سياست به عنوان ابزار كسب و نگاهداري قدرت به هر قيمت دانسته نمي شد و سياستمداران پليد و خدعه كار [كه تعدادشان در تاريخ بشر كم هم نبوده است] به هر حال ناگزير از حفظ برخي ظواهر و رعايت برخي وجوه و شؤون اخلاقي بوده اند. اما با ماكياولي و با ظهور سياست مدرن، فن يا علم سياست، با صراحت و به گونه اي تئوريك و فلسفي، خود را بلندگوي اهواء بشر و غايات نفساني عنوان مي كند. بر اين اساس با صراحت و به عنوان يك امر محمود!! جدائي سياست از اخلاق و دين و عدم پاي بندي آن به احكام آن ها رسماً و صراحتاً اعلام مي شود و سنگ بنا و قاعده ي سياست بر تلاش براي كسب و نگاهداري قدرت به هر قيمت و تحت هر شرايط و ذيل حكم كلي "هدف، وسيله را توجيه مي كند" قرار داده مي شود.
ماكياولي را مي توان، اولين تئوريسين مدافع "امپرياليزم" و استيلاجويي بر ديگر ملت ها و كشور ها [به عنوان يكي از اهداف و غايات سياست مدرن] دانست. او در كتاب "گفتارها" [كه بعد از شهريار نوشته شده و نحوه ي تبيين تئوريك مبادي سياست مدرن و آن چيزهائي است كه در "شهريار" به صورت اجمالي گفته شده بود] با طرح مفهوم مدرن "آزادي" [كه مفهومي نفساني و منطبق بر اهواء نفساني بشر مدرن بوده و از قرن هجدهم در قالب مفهوم ليبرالي آزادي ظاهر گرديده است] آشكارا از امپرياليزم دفاع مي كند و اعمال سلطه و استيلا بر ديگر ملت ها و از بين بردن استقلال آن ها را ار لوازم مفهوم مدرن آزادي دانسته است. در واقع او احتمالاً براي اولين بار در تاريخ غرب مدرن از تلاطم مفهوم مدرن آزادي [كه كانون اصلي و هسته ي مركزي ايدئولوژي ليبراليسم را تشكيل مي دهد] و امپرياليزم [كه برخواسته از ذات استكباري غرب مدرن و سياست منطبق با آن مي باشد] سخن مي گويد.
آراء ماكياولي آن گونه كه در كتاب هاي "شهريار" و "گفتارها" آمده است، بيان اجمالي كليت و جوهر سياست مدرن غربي به عنوان يك سياست استكباري است. از اين رو و به همين دليل است كه او را مي توان به عنوان پدر سياست فلسفه ي سياسي غرب مدرن و معلم اوّل سياست و سياستمداران مدرنيست دانست.
"برونوفسكي" و "مازليش" ماكياولي را " نخستين دانشمند علوم اجتماعي" دانسته و معتقدند كه خود او آگاهي داشت كه "راه جديدي" را مي گشايد و مي دانيم كه اين "راه جديد" چيزي نيست مگر طريق سياست اومانيستي كه ماهيتي استكباري دارد و بناي علم سياست و نظام هاي سياسي غرب مدرن بر آن قرار گرفته است. بر اين اساس مي توان گفت كه پيروان و معتقدان و مبلّغان مفهوم مدرن سياست، چه غربي باشند و چه غرب زده بي آنكه شايد بدانند، ماكياولي هستند.
در يك نگاه كلي و اجمالي مي توان گفت رئوس اصلي آراء ماكياولي را اين گونه فهرست كرد:
• ماكياولي قائل به وجود يك سرشت ثابت سياسي براي انسان بود و سرشت سياسي آدميان را در جوامع مختلف و همه ي زمان ها و مكان ها يكسان مي دانست.
• ماكياولي معتقد بودند كه بر رفتار سياسي ملت ها، احساس و عاطفه حاكم است و اين وجه مشترك همه انسان ها است.
• ماكياولي معتقد بود مردم در رفتار و فعاليت هاي سياسي خود، تابع و فرمانبردار اهواء و هوس ها ي خويش هستند و اين هوس ها نيز از خودپرستي آن ها بر مي خيزد.
• به نظر ماكياولي، زندگي سياسي آدميان جلوه اي از پيكار مداوم آن ها در مسير تنازع است.
• ماكياولي با توجه به اوضاع آشفته ي دوره ي رنسانس و رواج تجاوز و خشونت نظامي در آن دوره، از ضرورت تشكيل ارتش هاي مستقل و دائمي براي كشورها نام مي برد و اين امر خود نشان دهنده ي عمق خشن و تجاوز كار زندگي غربي در سپيده دم دوران مدرن مي باشد.
• ماكياولي مروّج صريح سكولاريسم و جدائي دين و اخلاق از سياست بوده است.
• در آراء ماكياولي نخستين رگه ها و گرايش هاي ناسيوناليستي [كه بعد ها در غرب نضج و گسترش و رواج يافت و در قرن نوزدهم در هيئت يك ايدئولوژي مدرن مطرح گرديد] ديده مي شود و او را مي توان از پيشگامان ناسيوناليسم دانست.
نيكولو ماكياللي به سال 1537 در تنهايي و عسرت درگذشت.
پي نوشت
1. اسكينر، كوئينتن / ماكياولي / عزت الله فولادوند / طرح نو / 1372 / ص14.
2. منبع پيشين / ص 39.
3. ماكياولي، نيكولو / شهريار/ داريوش آشوري / كتاب پرواز / 1374 / ص 18 و 19.
4. برونفسكي. ج و مازليش، ب / سنت روشن فكري در غرب از لئوناردو تا هگل / ليلا سازگار / آگه / 1379 / ص 57.
5. منبع پيشين / ص 59.

منبع: سايت باشگاه انديشه


آدرس دائمی | نظرات (0) | ارسال از طریق YIM | صفحه آغازین | © دپارتمان 1385



آرشیو بانک پژوهشی

















جستجو





با پشتيباني Blogdigger badge

در باره


بخش بانک پژوهشی، وبلاگی از دپارتمان است شامل اخبار روزانه حقیقی و  ...

 

ارتباط و همكاري

سايت رسمي پيام فضلي نژاد،از آراء و عکس العمل هاي مخاطبان و منتقدان استقبال مي کند. با ما تماس بگيريد:

Payam.Fazlinejad at Gmaildot com