مشاوره با تیم | عمومي | محرمانه : نسخه
 
   
سند راهبردی کارنامه فضلي نژاد گالری
نقد و نظر رخدادها تفسیر در کیهان گفت و گو سخنرانی ها بانک پژوهشی کمپین علیه شیرین عبادی کتابخانه الکترونیک

بانک پژوهشی

پژوهش‌ها و تحليل‌هاي برگزيده دپارتمان در حوزه‌هاي گوناگون حقوقي



پنجشنبه، ۲۱ آذر ۱۳۸۷
يک داغ دل بس است براى قبيله اى، حسين شريعتمداري
در ساعت 00:53

1-چند روز بعد از فاجعه 17شهريور 1357، زندانيان سياسي مسلمان تصميم گرفتند سد اختناق حاكم بر زندان هاي رژيم شاه را بشكنند و با امضا و صدور يك بيانيه و ارسال پنهاني آن به بيرون زندان، كشتار مظلومانه مردم در جمعه سياه را محكوم كنند. بيانيه تهيه شد و براساس يك روال پذيرفته شده در ميان زندانيان سياسي بايد اين تصميم به اطلاع ساير گروههاي زنداني مي رسيد تا در صورت تمايل با آن همراهي كنند و در غير اينصورت از ماجرا بي خبر نباشند. بيانيه با جمله "ما زندانيان سياسي مسلمان..." شروع مي شد و در آن بر رهبري حضرت امام خميني(ره) تاكيد شده بود. عباس سماكار هم پرونده گلسرخي و مسئول كمون-جمع-ماركسيست ها بعد از مشاهده متن بيانيه گفت: از آنجا كه ما مسلمان نيستيم و رهبري امام را هم قبول نداريم اين بيانيه را امضاء نمي كنيم و شرط همراهي را حذف قيد "اسلام" و "رهبري امام" دانست كه طبعاً براي ما پذيرفتني نبود.

دو جمع ديگر زندان يعني سازمان منافقين و گروه تحت مسئوليت لطف الله ميثمي نيز با بيانيه مخالفت ورزيده و پيشنهاد كردند براي حفظ وحدت با ماركسيست هاي زندان دو قيد "اسلامي" و "رهبري امام" از متن بيانيه حذف شود. به آنها گفته شد با كدام منطق عقلي و ديني مي توان وحدت با ماركسيست ها را به وحدت و همبستگي با امام و توده عظيم مردم مسلمان ترجيح داده و از دو اصل بنيادين اسلام و رهبري امام دست كشيد؟! و البته پاسخ آنها همان بود كه بود و نهايتاً بيانيه ياد شده با امضاي زندانيان سياسي مسلمان صادر و به گونه اي پنهان به بيرون از زندان فرستاده شد. ماركسيست ها و منافقين و ميثمي ها نيز بيانيه جداگانه اي بدون قيد اسلام و رهبري امام صادر كردند كه هر دو بيانيه در اسناد ساواك موجود است.
2- با تاكيد بر اين نكته كه "در مثل مناقشه نيست" و "مثل عين ممثل نيست" بلكه فقط شاهدي براي تقريب ذهن است بايد گفت اين روزها از سوي برخي افراد و گروههاي سياسي زمزمه هايي مبني بر ضرورت "تشكيل دولت وحدت ملي" و يا "ائتلاف براي نجات كشور"! شنيده مي شود كه صرفنظر از هويت ارائه كنندگان اين نظريات، با ماجرايي كه آن روزها در زندان سياسي رژيم شاه اتفاق افتاده بود مشابهت هايي دارد. پيشنهاددهندگان طرح "دولت وحدت ملي" و يا "ائتلاف براي نجات كشور"! اگرچه توضيح روشن و تعريف شفافي از مقصود و منظور اصلي خود ارائه نمي دهند و تنها بر واژه "وحدت" كه نزد همگان ارزشمند است تكيه مي كنند ولي كندوكاو بيشتر ماجرا- كه چندان هم دشوار نيست- از ترفندي خبر مي دهد كه عليه جريان اصولگرايي يعني همان گفتمان انقلاب و امام تدارك ديده شده و متاسفانه برخي از دوستان وفادار به اسلام و انقلاب نيز ناخودآگاه در اين دام كه ميدان دشمن است به بازي گرفته شده اند. چرا...؟!
3- "وحدت" به تنهايي نه خوب است و نه بد، تيغ تيز است كه هم مي تواند در دست رزمندگان خداپرست باشد و هم در كف زنگي مست! مثلاً دولت وحدت ملي كه سيدحسن نصرالله در لبنان بر آن اصرار مي ورزد با هدف ائتلاف همه گروهها و جريانات سياسي لبنان عليه دشمن وحشي لبنان و مردم اين كشور يعني اسرائيل دنبال مي شود و يا دولت وحدت ملي در عراق براي مقابله با اشغالگران آمريكايي و انگليسي است و اينگونه است تلاش گروههاي جهادي افغانستان براي تشكيل دولت وحدت ملي در اين كشور.
اكنون بايد پرسيد "دولت وحدت ملي" مورد نظر گروهها و احزاب ياد شده براي رسيدن به چه هدف مقدس و كدام مقصود ارزشمند است؟ مگر دولت كنوني برخاسته از رأي ملت و حاصل وحدت ملي نيست؟! اگر هست- كه هست- طرح تشكيل دولت وحدت ملي براي چيست؟! آنچه بي ترديد مي توان گفت اين است كه طرح ياد شده و خواهر دو قلوي آن يعني "ائتلاف براي نجات كشور"! به منظور مقابله با اصولگرايي و دولت اصولگراي نهم تدارك ديده شده است، چرا كه اولين گام آن نفي دولت اصولگراي برخاسته از رأي مردم است و نكته در خور توجه اين كه كساني از "ضرورت وحدت ملي" سخن مي گويند و براي پي گيري آن همايش برگزار مي كنند كه در چند دوره انتخاباتي اخير نظير رياست جمهوري نهم، مجلس هاي هفتم و هشتم و شوراهاي اسلامي شهر و روستاي دوم و سوم با رويگرداني معني دار مردم روبرو بوده اند.
4- اهداف طرح "دولت وحدت ملي" و پيشنهاد "ائتلاف براي نجات كشور" را مي توان در دو جبهه اصولگرايان و مدعيان اصلاحات به طور جداگانه پي گرفت.
الف: برخي از دوستان اصولگرا- كه تعدادشان اندك وكم شمار و كمتر از انگشتان يك دست است- بي آن كه مخالف دولت نهم باشند براين باورند كه آقاي احمدي نژاد نيروهاي كارآمد اصولگرا را آنگونه كه انتظار مي رود به كار نمي گيرد و با طرح دولت وحدت ملي خواستار حضور همه اصولگرايان در تركيب كابينه هستند. اين ديدگاه صرفنظر از صحت و سقم آن، نمي تواند و نبايد بهانه اي براي همراهي با دشمنان اصولگرايي در طرح دولت وحدت ملي باشد چرا كه؛ اولاً؛ مطابق قانون اساسي انتخاب اعضاي كابينه از اختيارات رئيس جمهور است- البته با حق مسلم مجلس در پذيرش يا رد آنها- بنابراين به لحاظ قانوني نمي توان رئيس جمهور آينده را ملزم به پذيرش اين و آن در كابينه كرد. ثانياً؛ گام اول و پيشاني طرح ياد شده مخالفت با دولت اصولگراست و شركت سليقه هاي مختلف جبهه اصولگرايان در تركيب كابينه، گام بعدي است. بنابراين بديهي است نمي توان و عاقلانه نيست كه براي كسب احتمالي چند كرسي در كابينه، با دشمنان اصولگرايي كه شماري از آنان آگاهانه و برخي نيز ناخودآگاه درپي بازگرفتن فرصت خدمت از اصولگرايان - بخوانيد پايان دادن گفتمان انقلاب و امام- هستند، همنوا شوند. اگرچه اين خيال خام به يقين پخته نمي شود. اين عده اندك از دوستان اصولگرا بايد مراقب باشند كه در ميدان دشمن به بازي گرفته نشوند.
ب: و اما، جبهه مدعيان اصلاحات و ياران تابلودار و بي تابلوي آن با ذوق زدگي از طرح "دولت وحدت ملي" استقبال كرده اند و آن را ترجمان طرح خود، يعني "ائتلاف براي نجات كشور"! دانسته اند. كه بايد پرسيد نجات كشور از چه؟ از كه؟ و از كدام جريان سياسي؟! مدعيان اصلاحات پنهان نمي كنند كه مقصود آنان نجات كشور از اصولگرايي است! چرا؟! براي يافتن پاسخ اين سؤال كه نه پنهان است و نه پيچيده، كافي است به هويت تجربه شده و به عمل نشسته دو جريان "اصولگرايي" و "اصلاح طلبي" مراجعه كرد.
چه كسي مي تواند ساده زيستي، پاكدستي، حمايت از محرومان، ايستادگي در مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري، مبارزه با مفاسد اقتصادي، تاكيد عملي بر آموزه هاي اسلام و امام و انقلاب، اصرار بر توزيع عادلانه ثروت، مقابله با رانت خواري، مردم دوستي و مردم داري و دهها ويژگي ارزشمند ديگري از اين دست را در دولت نهم و مخصوصا شخص دكتر احمدي نژاد انكار كند؟ ممكن است گفته شود كه برخي از اين خواسته هاي دولت نهم آنگونه كه انتظار مي رفت تحقق نيافته است كه ضمن پذيرش اين نكته بايد پرسيد، آيا اينها همه از خواسته هاي اعلام شده و در عمل دنبال شده دولت نهم نبوده است؟ خب! بديهي است كه فقط ديكته ننوشته ها غلط ندارند و آنچه مهم است حركت در مسير اهداف ياد شده است كه براي هيچ صاحب نظر منصف و بي غرضي قابل انكار نيست.
و اما، مدعيان اصلاحات چه سابقه اي دارند؟ بي توجهي به دغدغه هاي مردم مخصوصاً دغدغه هاي معيشتي آنان، مقابله آشكار با آموزه هاي انقلاب و امام، همراهي و حمايت از آشوبگران، ميدان دادن به دشمنان تابلودار مردم، مراوده پنهاني با محافل خارجي، درگيري هاي حزبي و جناحي، بازي كردن نقش اپوزيسيون در درون حاكميت، تلاش براي ضربه زدن به مباني نظام اسلامي و نهايتاً تبديل شدن به بازوي اجرايي پروژه هاي رسماً اعلام شده آمريكا كه در اين زمينه بايد از آنها پرسيد، آيا بسياري از مواضع و عملكرد شما با خواست آمريكا و متحدانش همخوان نبوده است؟! بنابراين مقصود مدعيان اصلاحات از "ائتلاف براي نجات كشور"، كنار زدن اصولگرايان از كانون قدرت است و در اين نقطه دقيقاً و بدون كم و كاست با آمريكا و متحدانش اشتراك نظر دارند. نكته اي كه بوش و ساير مقامات آمريكايي بارها به صراحت و با ذكر دليل بر آن تاكيد ورزيده اند و آخرين نمونه اظهارات كوشنر وزير خارجه فرانسه با CNN است كه گفته بود "شكست احمدي نژاد در انتخابات آرزوي غرب است". از اين روي اگر سخن از نجات كشور در ميان باشد، بايد كشور را از خطر روي كار آمدن دوباره مدعيان اصلاحات نجات داد كه يك داغ دل بس است براي قبيله اي.
ج: با توجه به نكات فوق كه فقط بر شواهد و اسناد آشكار تكيه دارد به آساني مي توان نتيجه گرفت كه خط قرمز مدعيان اصلاحات و حاميان غربي آنها ادامه حضور احمدي نژاد در رأس دستگاه اجرايي كشور است بنابراين دوستان اصولگرا نيز بايد خط قرمز خود را در همين نقطه تعريف كنند. و در موضوع مورد بحث مراقب باشند كه در ميدان فريب "دولت وحدت ملي"! كه هدف اصلي و تعريف شده آن مقابله با حاكميت اصولگرايان است وارد نشوند.
5- شواهد و قرائن موجود حكايت از آن دارد كه آمريكا براي عملياتي كردن پروژه خود، به ترفند جابه جايي مرزها و تغيير محورها روي آورده است. "طرح دولت وحدت ملي" در اين چارچوب قابل ارزيابي است. دشمن بيروني با بهره گيري از دنباله هاي همراه يا فريب خورده خود مي كوشد محور "اصولگرايي-اصلاح طلبي" را كه هر كدام سابقه و تعريف شناخته شده اي دارند به محور "موافقان و مخالفان دولت" تبديل كند با اين اميد كه در ميدان جديد، سابقه نه چندان خوشايند مدعيان اصلاحات و عملكرد مردمي اصولگرايان هر دو به فراموشي سپرده شود و هر يك از آنها با تابلوي جديدي كه آدرس هاي واقعي از روي آن پاك شده وارد ميدان شوند بديهي است كه در اين ميان مدعيان اصلاحات از پنهان كردن سابقه خود خوشنودند، اگرچه اين سابقه پاك شدني نيست. اما خسارت ديده اين ميدان برخي از دوستاني هستند كه دولت مردمي و خدمتگزار برخاسته از گفتمان امام و انقلاب و منتخب خود را واگذارده و در پروژه اي شركت مي كنند كه براي مقابله با خود آنان طراحي شده است و صدالبته اين پروژه با توجه به هوشياري مردم كه طعم شيرين خدمت اصولگرايان را چشيده اند در اولين گام ناكام خواهد ماند.
در آينده نزديك، به نقش دقيق دشمن خارجي در اين پروژه ، همراه با اسناد غيرقابل انكار آن خواهيم پرداخت.
منبع: کيهان


آدرس دائمی | نظرات (0) | ارسال از طریق YIM | صفحه آغازین | © دپارتمان 1385



آرشیو بانک پژوهشی

















جستجو





با پشتيباني Blogdigger badge

در باره


بخش بانک پژوهشی، وبلاگی از دپارتمان است شامل اخبار روزانه حقیقی و  ...

 

ارتباط و همكاري

سايت رسمي پيام فضلي نژاد،از آراء و عکس العمل هاي مخاطبان و منتقدان استقبال مي کند. با ما تماس بگيريد:

Payam.Fazlinejad at Gmaildot com