خبرگزاری فارس: عضو مرکز پژوهشهای موسسه کیهان با تأکید بر اینکه هدف کوتاه مدت جنگ پنهان علیه ایران، تبدیل انتخابات مجلس به چالشی امنیتی برای نظام است، گفت: «عملیات سیاه» کاخ سفید در پازل کلان جنگ نرم علیه ایران مطرح شده که به «خرابکاریهای غیرمرگبار» نیز شهرت دارد.
پیام فضلینژاد، پژوهشگر سیاسی موسسه کیهان در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس «توانا»، درباره استراتژی جنگ نرم آمریکا و غرب برای انتخابات مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: یک «جنگ پنهان جاسوسی» در میدان عملیاتی پیچیده جریان دارد که براساس پروژه «عملیات سیاه» و «خرابکاریهای غیرمرگبار اقتصادی» پیش میرود.
:::لینک گفتگوی تفصیلی خبرگزاری فارس با فضلینژاد:::
وی با بیان اینکه تحلیل جامعه اطلاعاتی غرب این است که در ایران یک طبقه «لمپن- پرولتاریا» وجود دارد، گفت: آنها تصور میکنند این طبقه دارای وسعت و سبد رأی گستردهای است که اگر تلنگر بخورد، بهتر از «طبقه متوسط سکولار» عمل خواهد کرد از این رو با برآوردی که از طبقه «لمپن- پرولتاریا» دارند، به ایجاد آشوب در حاشیه پایتخت فکر میکنند.
وی ادامه داد: هدف کوتاه مدت این جنگ پنهان، تبدیل انتخابات مجلس به چالشی امنیتی برای نظام است و جنس چالش امنیتی پیش رو با چالشهای تجربه شده قبلی تفاوتهای کلیدی دارد.
* تبارشناسی "عملیات سیاه" کاخ سفید در حوزه اقتصاد
عضو مرکز پژوهشهای موسسه کیهان درباره اصلیترین پروژههای "جنگ نرم انتخاباتی" غرب در آستانه انتخابات گفت: یک وجه جنگ پنهان اقتصادی علیه کشور در دستورالعمل «عملیات سیاه» کاخ سفید تئوریزه شده است.
وی با بیان اینکه این عملیات در بالاترین سطح امنیتی- سیاسی آمریکا به صورت «تاپ سکرت» طراحی شده است، یادآور شد: خرداد 1386 جورج بوش رئیسجمهور وقت آمریکا به صورت سری، مجوز اجرای آن را به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا برای «بیثباتی دولت ایران» داد.
فضلینژاد افزود: "عملیات سیاه" به آن دسته از عملیات مخفیانه و سری گفته میشود که هیچگونه مسئولیتی در برابر آن پذیرفته نمیشود و کشور عامل همواره منکر آن است.
* کارشکنی در اقتصاد و مبادلات جهانی ایران
وی در توضیح "عملیات سیاه" خاطرنشان کرد: این عملیات شامل یک رشته برنامههای جاسوسی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در برابر ایران و دربرگیرنده «جنگ تبلیغاتی هماهنگ»، «انتشار اطلاعات گمراهکننده» و «کارشکنی در اقتصاد، ارز و همچنین مبادلات جهانی» ایران است.
این پژوهشگر سیاسی با بیان اینکه تحلیل «عملیات سیاه» کاخ سفید در پازل کلان جنگ نرم علیه ایران ممکن است، اظهار داشت: این عملیات یک برنامه استراتژیک است که به «خرابکاریهای غیرمرگبار» نیز شهرت دارد.
* کارکرد «اقتصاد سیاسی» در جنگ نرم
پژوهشگر موسسه کیهان اضافه کرد: یکی از حوزههای اصلی جنگ نرم، عرصه اقتصاد سیاسی است از این رو میدان عملیاتی جنگ نرم را صرفاً در حوزههای روانی- رسانهای نباید تعریف کرد.
وی متذکر شد: در مواجه با یک برنامه استراتژیک در عرصه «کارشکنی در مبادلات اقتصادی- ارزی» باید نسبت این «خرابکاریهای غیرمرگبار» را با سیاستهای اقتصادی حاکم بسنجیم.
فضلینژاد با بیان اینکه باید به تبیین اقتصاد سیاسی در حوزه جنگ نرم پرداخت به لزوم توجه تئوریسینهای اقتصادی دولت به این امر اشاره کرد و گفت: آنها باید توجه کنند پروژه «عملیات سیاه» را باید در یک افق استراتژیک واحد دید.
وی بر همین اساس افزود: نمیتوان نوسانات بازار تجاری را به نحو منفک از استراتژی کلان جامعه اطلاعاتی غرب علیه ایران تحلیل کرد.
* خرابکاریهای غیرمرگبار اقتصادی و چالش در انتخابات مجلس
نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» در بخش دیگری از گفتوگوی خود با فارس با تأکید بر اینکه هدف اصلی جنگ نرم ایالات متحده و شرکای اروپای آن علیه ایران، ایجاد «نارضایتیهای عمومی» از کانال کارشکنی در حوزه اقتصاد است، خاطرنشان کرد: جنس جنگ نرم، ژلاتینی و سیال است و در واقع پازل پیچیدهای است که قدرت تغییر سریعی دارد.
وی خاصیت برنامههای جاسوسی مدرن را سیال و با قدرت تغییر سریع دانست و گفت: در جاسوسی مدرن با پازلی در حال تغییر مواجه هستیم که باعث میشود نتوانیم شکل نهایی آن را حدس بزنیم.
* تغییرات تاکتیکی در مدل فتنه 88
این روزنامهنگار تأکید کرد: آنچه که ما آن را «جنگ استراتژیک نرم» علیه جمهوری اسلامی میدانیم، پس از ناکامی در فتنه سبز ماسونی (حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388) با تغییرات تاکتیکی زیادی مواجه شده است.
فضلینژاد یادآور شد: پروژه عملیات سیاه که خرابکاریهای غیرمرگبار اقتصادی یکی از ارکان بنیادی آن است، هدفگذاری متفاوتی با مدل جنگ نرم در سال 1388 دارد؛ در آن مدل که کاملاً متکی بر اشکال کلاسیک کودتای مخملی بود، جامعه هدف «طبقه متوسط سکولار (مدرن)» تعریف شده بود.
وی گفت: تصور استراتژیستهای شورای روابط خارجی آمریکا از سال 1382 این بود که راه «دموکراتیزاسیون» و «انقلاب مخملی» در ایران، «تقویت طبقه متوسط سکولار» و «توسعه سرمایه داری لیبرال» است، چون این دو فاکتور رابطه علت و معلولی با گسترش دموکراسی دارند.
فضلینژاد با بیان اینکه اگر اقتصاد لیبرال شود، جامعه و به تدریج شهروندان «لیبرال دموکرات» پدید میآیند، اضافه کرد: خاستگاه این شهروندان بیشتر طبقه متوسطی است که در «نهادهای خصوصی اقتصادی» فعال است و منافع آن با «منافع سرمایهداران» گره خورده و به یکدیگر متکی هستند بنابراین، از درون معادله طبقه متوسط سکولار و سرمایه داری، یک «نیروی سازمانی» بیرون میآید.
وی با اشاره به ویژگیهای طبقه متوسط سکولار گفت: آنها نیرویی هستند که الزاماً سرمایهدار نیستند، اما مانند طبقه «خرده بورژوازی» در خدمت منافع سرمایهداری لیبرال هستند.
عضو مرکز پژوهشهای موسسه کیهان ادامه داد: در فتنه پس از انتخابات 1388 آنچه از تم تبلیغاتیِ آشوبهای خیابانی شنیده میشد را باید «جیغ بورژوازی در کوچه» نامید.
وی ادامه داد: سرمایهداران و سیاستمداران اصلاحطلب به خیال خود میخواستند با ترکیب پیاده نظامهایی از اقشار «اراذل و اوباش»، «منافقین» و «طبقه بورژوازی» برای تحقق منافع خود، اصلاحطلبان سکولار را به قدرت رسانند در حالیکه «بورژوازی» و «چریکبازی» هیچ نسبتی با هم ندارند.
"غایت طبقه متوسط سکولار، این دنیایی و این جهانی است، یعنی تا بن دندان سکولار هستند و آرزویشان تبدیل ایران به نظام سرمایه داری ورشکسته آمریکا است. سرمایهداری فکر میکرد با تحریک این گروههای سکولار میتوانند یک آشوب اجتماعی ترکیب شده از پیاده نظامهای مختلف را برای براندازی نظام سامان دهند و دیدیم که این اتفاق نیافتاد."
* «جامعه هدف» در مدل جدید جنگ نرم، طبقه متوسط سکولار نیست
فضلینژاد اظهار داشت: کودتای سرمایهداری با اتکاء به طبقه بورژوازی و اقشار متوسط سکولار شکست خورد، بر همین اساس استراتژیستهای غربی دیگر دنبال این مدل نخواهند رفت.
وی درباره مدل جدید جنگ استراتژیک نرم علیه کشورمان گفت: این مدل جدید در پیوند با تشدید اجرای پروژه «عملیات سیاه» در حوزه اقتصاد قرار دارد.
این پژوهشگر و نویسنده با بیان اینکه تحلیل جامعه اطلاعاتی غرب این است که در ایران یک طبقه «لمپن- پرولتاریا» وجود دارد، افزود: آنها تصور میکنند این طبقه دارای وسعت و سبد رأی گستردهای است که اگر تلنگر بخورد، بهتر از «طبقه متوسط سکولار» عمل خواهد کرد از این رو با برآوردی که از طبقه «لمپن- پرولتاریا» دارند، به ایجاد آشوب در حاشیه پایتخت فکر میکنند.
* مهندسی معکوس شورش
نویسنده کتاب «شوالیههای ناتوی فرهنگی» تصریح کرد: در این مرحله از جنگ نرم، میدان عملیاتی این جنگ، دیگر در پایتخت ایران تعریف نمیشود، بنابراین شاهد یک «مهندسی معکوس شورش» هستیم.
وی توضیح داد: در این مهندسی جدید، آشوب و التهاب از حاشیه شهرها و مناطق دور افتاده به مرکز منتقل میشود، در حالی که در گذشته آشوب از مرکز به حاشیه میرسید.
فضلینژاد با تأکید بر اینکه آنها در این مدل نمیخواهند شورش را از پایتخت به شهرها و حاشیهها بکشانند، بلکه هدف آنها یک «مدل معکوس» مبنی بر ایجاد نارضایتی در طبقات محروم و کم درآمد در شهرهای کوچک است، یادآور شد: آنها به غلط نام «لمپن- پرولتاریا» را بر آن گذاشتهاند.
پژوهشگر سیاسی موسسه کیهان خاطرنشان کرد: امضاء لایحه تحریم بانک مرکزی توسط باراک اوباما در نسبت مستقیم با تحولات انتخابات پارلمانی ایران و مدل جدید «مهندسی معکوس» برای ایجاد شورشهای شهری ارزیابی میشود.
* عملیات سیاه کاخ سفید در ایران شکست خواهد خورد
این نویسنده و روزنامهنگار تصریح کرد: مسئله اصلی این است که آیا این مدل استراتژیک که ایالات متحده و شرکای اروپایی آن با عنوان جنگ نرم اقتصادی در آستانه انتخابات کلید زدهاند، در ایران نیز موفق خواهد بود یا خیر؟ مشخص است قطعا موفق نمیشود.
فضلینژاد گفت: استراتژیستهای آمریکایی- انگلیسی در یک دوره میخواستند با آروغ روشنفکری و شعارهایی همچون آزادی و حقوق بشر، مردم را علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحریک کنند، در حالیکه امروز دوره آروغهای روشنفکری حتی درون دنیای غرب نیز به پایان رسیده است.
وی گفت: با وضع فعلی غرب، دیگر کسانی که شعارهای شبهمدرن بدهند، مورد تمسخر قرار میگیرند.
* هوشیاری ارکان نظام در مقابل پروژه معکوس شورش
این پژوهشگر افزود: استراتژیستهای «شورای روابط خارجی آمریکا» نهتنها تحلیلی که از «طبقه لمپن- پرولتاریا» دارند -مانند تحلیلشان از «طبقه متوسط سکولار» - یکسره غلط است، بلکه به دلایل متفاوت در مدل جدید «مهندسی معکوس شورش» از پایتخت به حاشیه نیز دچار سردرگمی هستند.
فضلینژاد تدکید کرد: البته آمریکاییها برای اجرای این مدل جدید به جریانهای انحرافی داخلی پالسهایی دادهاند، اما شاهد هوشیاری ارکان نظام و خصوصاً قوه قضائیه در مواجهه با این پروژه هستیم.
* تشریح دلایل «سقوط فیزیکال آمریکا» در سه مرحله
این نویسنده روزنامه کیهان در ادامه گفتوگوی خود با فارس با بیان اینکه "نظام ایدئولوژیک غرب مدرن سقوط کرده است" اظهار داشت: سیستم لیبرال سرمایهداری غرب در حال حاضر با سه موضوع دست به گریبان است؛ اول اینکه به روایت ریچارد رورتی بزرگترین فیلسوف پراگماتیست آمریکایی، غرب دچار فروپاشی ایدئولوژیک شده است.
"آنچه که آنها میخواستند علیه جمهوری اسلامی عملیاتی کنند، به سر خودشان آمد. امروز، بیداری اسلامی نمادی از نمادهای سقوط ایدئولوژیکِ «غرب سکولار» است."
فضلینژاد با تأکید بر اینکه فروپاشی ایدئولوژیک آمریکا مقدمه سقوط فیزیکال این نظام خواهد بود، به مرحله دوم سقوط آمریکا اشاره کرد و افزود: از هم پاشیدن شیرازه نظام اقتصادی سرمایهداری جزء گزارههایی است که تصور آن عین تصدیق است.
وی با بیان اینکه فروپاشی ایدئولوژی و اقتصادی دو مرحله سقوط فیزیکال رژیم آمریکاست، مرحله سوم این سقوط را از بین رفتن «سامان اجتماعی» این نظام دانست.
"این سه عامل، چشمانداز فروپاشی آمریکا به عنوان «مظهر غرب مدرن» را نوید میدهد."
پژوهشگر موسسه کیهان گفت: ایالات متحده در چنین فضایی که خود به آن مبتلاست در عین حال برای حذف حکومتها و ایدئولوژیهای رقیب، دستوپای بیهوده میزند.
فضلینژاد در پایان متذکر شد: جهان، دیگر در سپهر غرب مدرن تعریف نخواهد شد؛ هیچ فلسفهای جز «فلسفه اسلام ناب» یک افق گشوده ندارد و همه افقها در این افق جدید ذوب میشود، آشفتگی دنیای کنونی با پایان عصر اقتدار «غرب مدرن» به پایان خواهد رسید و دیگر دنیا به نظم گذشته بازنخواهد گشت.