مشاوره با تیم | عمومي | محرمانه : نسخه
 
   
سند راهبردی کارنامه فضلي نژاد گالری
نقد و نظر رخدادها تفسیر در کیهان سخنرانی بازتاب بانک پژوهشی کمپین علیه شیرین عبادی کتابخانه الکترونیک

رخدادها

اخبار، دیدگاه های عمومی، گزارش های متنوع و... از فعاليت‌هاي جاري پیام فضلی نژاد


سه شنبه، ۲۹ دی ۱۳۸۸
روش‌شناسی ترورهای آکادمیک/ بخش اول
در ساعت 16:46

پیام فضلی نژاد، پژوهشگر در مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان، طی نوشتاری 2 قسمتی در روزنامه کیهان (29 و 30 دی‌ماه 1388) که بخش اول آن امروز با عنوان «چگونه پروژه مبارزه مدنی به ترورهای سیاه تبدیل شد؟» منتشر گشت، به تبیین «روش‌‌شناسی ترورهای آکادمیک» پرداخته است. در بخش دوم این مقاله که فردا چاپ می‌شود، فضلی‌نژاد برای اولین بار با افشای سندی از وزارت کشور دوران اصلاحات، به نظریه‌پردازی حلقه روشنفکران سکولار در «دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور» برای پیشبرد پروژه «ترورهای سیاه» می‌پردازد.

::: لینک نوشتار فضلی‌نژاد در روزنامه کیهان: روش‌شناسی ترورهای آکادمیک (بخش اول) :::

بخش اول این نوشتار را در ادامه بخوانید.

چگونه پروژه «مبارزه مدني» به «ترورهاي سياه» تبديل شد؟ (بخش اول)

روش شناسي ترورهاي آكادميك

پيام فضلي نژاد

«ترورهاي آكادميك» به عنوان بخشي از برنامه كلان «ترورهاي سياه» اغلب با شكست «كودتاهاي انتخاباتي» و به مثابه عمليات مشترك آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (CIA)، اينتليجنس سرويس انگلستان (MI6) و سازمان جاسوسي «موساد» براي استمرار پروژه «بي ثبات سازي سياسي» در كشورهاي هدف انجام مي شود. بر پايه سند اجرايي 2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا»، اين ترورها از كانال همان «واسطه هاي خصوصي» پيش مي روند كه به نام «سازمان هاي غيردولتي جامعه مدني» (مانند بنيادهاي سوروس و هيفوس) در تحقق «جنگ نرم» ايفاي نقش كردند. تجربه تاريخي نيز نشان مي دهد كه «روشنفكران سكولار» (شهروندان مورد اعتماد آمريكا) نيز در تحقق «ترورهاي آكادميك» مشاركت داشته اند.

با زوال «كودتاي سبز» در ايران، مثلثCIA، موساد و MI6 پروژه «ترورهاي سياه» را با قتل «ندا آقاسلطان» و ترور «علي موسوي» كليد زدند. اين شكل از ترورها كه «ترورهاي برانگيزاننده» نام دارند، براساس «مدل كلاسيك كودتاي مخملي در نيكاراگوئه» براي ايجاد جنگ رواني، هيجان كاذب و بسيج عمومي انجام مي شوند. در همين اثناء، پروژه «ترورهاي سفيد» را نيز مانند كودتاي مخملي چكسلواكي پيگيري كردند و رسانه هاي خارجي از كشته شدن افرادي مانند «سعيده-پ» خبر دادند كه چند روز بعد دروغ بودن آن ها فاش گشت. هيچ كدام از اين ترورها نتوانست مسير شكست «كودتاي سبز» را تغيير دهد. از اين رو، فاز جديد ترورهاي سياه با وقوع يك ترور آكادميك پيش رفت و صبح روز 23 تيرماه 1388، دكتر «مسعود علي محمدي» (استاد سرشناس فيزيك دانشگاه تهران) در برابر منزلش شهيد شد. اين ترور، گوياي شكست پروژه «كودتاي مخملي» و البته نشانه اي از ورود مثلث جاسوسي غرب به فاز جديدي از استراتژي درازمدت خود در مقابله با نظام جمهوري اسلامي است. چرا چنين قضاوت مي كنيم؟

دستورالعملCIA براي ترورهاي سياه

درنظريه هاي جاسوسي ليبرال، «ترورهاي آكادميك» را بخشي از پروژه «بي ثبات سازي سياسي» مي دانند و اغلب پس از شكست «كودتاهاي انتخاباتي» ايالات متحده، براي استمرار آن كليد مي خورد. اين ترورها بخشي از يك برنامه كلان خرابكاري هاي مرگبار به نام «ترورهاي سياه» است كه مه .1948م در دستورالعمل فوق سري «جنگ هاي سياسي» توسط «جرج كنان» (از پايه گذاران سازمانCIA و معمار جنگ سرد) تبيين گشت. اين دستورالعمل بر اساس فرمان رئيس جمهور آمريكا در ژوئن 1948، با عنوان سند اجرايي شماره 2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا» در حكم قانون «عمليات بي ثبات سازي سياسي» شناخته شد و پس از 6 دهه، تنها بخش هايي از آن با لغو طبقه بندي امنيتي در سال 2007 توسط موسسه تحقيقات امنيتي پنتاگون (Rand) انتشار يافت.

براساس دستورالعمل «جنگ هاي سياسي» براي فروپاشي يك رژيم در كنار شبكه سازي از «فعالان جامعه مدني» (شهروندان مورد اعتماد آمريكا)، تأسيس «كميته هاي آزاديبخش» و «گروه هاي زيرزميني» نيز براي فعاليت در «وضعيت بحران» ضرورت دارد. وظيفه اين كميته ها انجام عمليات شبه نظامي، ترور مخالفان دموكراتيزاسيون و شخصيت هاي ضدآمريكايي (رهبران سياسي، شخصيت هاي مذهبي، دانشمندان، نخبگان، هنرمندان، آموزگاران و...) به منظور تضعيف قدرت كشور هدف است و هنگامي آغاز مي شود كه كارگزاران «كودتاي مخملي» در اجراي مأموريت خود با بحران روبرو هستند. بر پايه متن صريح سند اجرايي شماره
2/10 «شوراي امنيت ملي آمريكا»، ترورهاي سياه و جنگ هاي شبه چريكي بايد از كانال «واسطه هاي خصوصي» جامعه مدني پيش بروند. اين واسطه ها، همان موسسات و بنگاه هاي خصوصي آمريكايي هستند كه با شعار «جنگ مقدس براي آزادي» از شبكه نيروهاي دموكراسي خواه حمايت مادي و معنوي مي كنند و در عين حال، وظيفه «پشتيباني تسليحاتي» شبه نظاميان را نيز برعهده مي گيرند. «واسطه هاي خصوصي» مانند «بنياد جامعه باز» (متعلق به جرج سوروس)، موسسه هلندي «هيفوس» و «بنياد اعانه ملي براي دموكراسي» (NED) به نمايندگي از «معاونت هماهنگي عمليات هايCIA» هزينه «ترورهاي سياه» و «جنگ هاي شبه چريكي» را به سازمان هاي روشنفكري، اتحاديه هاي كارگري، انجمن هاي دانشجويي و ... مي پردازند. دستورالعمل «جرج كنان» نشان مي دهد كه ترور، خرابكاري امنيتي و مداخله نظامي در فرآيند «جنگ نرم» نه تنها مشروع، بلكه واجب است. نسخه تكميلي و روزآمد شده اين دستورالعمل، توسط «جين شارپ» و «رابرت هلوي» سال 2004 توسط «انستيتو صلح آمريكا» در كتاب «جنگ استراتژيك نرم» ارائه گشت و در «نقشه عملياتي» آن، پس از شرح تاكتيك هاي «تخريب اموال اشخاص»، «تصرف اماكن عمومي»، «اشغال اموال مردم» و...، از ميان برداشتن مخالفان انقلاب هاي مخملي نيز مجاز فرض شده است.

ترور در مدل كلاسيك كودتاي مخملي

تاريخ جاسوسي 60 سال گذشته، نمونه هاي شگفت انگيزي از «ترورهاي سياه» مشترك آژانس اطلاعات مركزي آمريكا(CIA)، اينتليجنس سرويس انگلستان(MI6) و سازمان جاسوسي موساد را پيش روي ما مي گذارد. «جان استاك ول»، از رهبران سابق نيروي ضربتيCIA، سال 1991با شرح «مدل كلاسيك كودتاي مخملي» در كشور نيكاراگوئه، به نحوه ايجاد «جوخه هاي مرگ در دل جامعه مدني» مي پردازد و نشان مي دهد كه چگونه نيروهاي دموكراسي خواه به تروريست هاي خونخوار بدل مي گردند. از سال 1981، سازمان سيا با سرمايه گذاري روي نيروهاي موسوم به «كنتراها» آنان را به عنوان «فعالان دموكراسي سازي» تقويت كرد تا زمينه هاي پيروزي كانديداي ليبرال ها را در انتخابات رياست جمهوري آتي فراهم آورد. با اين حال، «دانيل اورتگا» به عنوان رهبر جنبش ضدآمريكايي ساندينيست ها با تفاوت رأي بسياري در انتخابات سال 1984 پيروز شد. استاك ول به عنوان رئيس وقت نيروي ضربتيCIA مي گويد كه با شكست كودتاي انتخاباتي، ايالات متحده اين بار هم زير پوشش «برنامه دموكراتيزاسيون نيكاراگوئه» ابتدا پروژه «بي اعتبارسازي انتخابات» را پيش برد، اما مشروعيت زدايي از رژيم نافرجام ماند. سپس سازمان سيا به سراغ دستورالعمل «جنگ هاي سياسي» رفت. همزمان با وضع تحريم هاي شديد اقتصادي عليه آن كشور، «كنتراها» از «فعالان جامعه مدني» به نيروهاي شبه نظامي اي بدل شدند كه براساس تاكتيك هاي «دفترچه ترورCIA» با راه انداختن تظاهرات و آشوب هاي خياباني به انهدام ادارات دولتي، كارخانه ها و موسسات خصوصي پرداختند و كاميون ها و وسائل نقليه خصوصي را منفجر مي كردند. براساس آمار رسمي در دهه 1980 براي شكستن كمر جنبش ضد آمريكايي نيكاراگوئه، 45 هزار نفر از شخصيت ها و هواداران آن توسط شبه نظاميان «كنترا» ترور شدند و يك ميليارد دلار خرج اين پروژه بي ثبات سازي شد. در همان هنگام رئيس جمهور آمريكا با افتخار مي گفت كه «من يك فرد كونترا هستم» و از جنس همان هايي كه مي خواهند «نيكاراگوئه به دموكراسي باز گردد!»

«دانيل گنسر»، استاد تاريخ معاصر دانشگاه سوئيس در كتاب «ارتش هاي سري ناتو» از ترورهاي آكادميك در اروپاي غربي پرده برمي دارد. در دهه 1940 وقتي عليرغم همه كمك هاي بلوك غرب به ليبرال ها، چپ گرايان اروپايي در كشورهاي فرانسه، ايتاليا و... انتخاب هاي پارلماني را بردند، آمريكا براي كاهش رأي آنان در دوره هاي بعدي انتخابات، پروژه اي با اسم رمز «گلاديو» را طراحي كرد. او مي نويسد سلسله بمب گذاري هاي گسترده اي توسط «ناتو» طراحي و اجرا شد كه اغلب چهره هاي آكادميك و ايدئولوژيك چپ را هدف مي گرفت، اما به دروغ گردن خود چپ گرايان مي افتاد تا براي ادوار بعدي انتخابات ازاقبال عمومي چپ گرايان بكاهند. بر مبناي نظريه استاك ول و گنسر، پروژه ترورهاي آكادميك براي استمرار كودتاي مخملي 3 هدف عمده را دنبال مي كند:

1) سرويس هاي جاسوسي غرب و سازمان نظامي ناتو، براساس دستورالعمل «جنگ سياسي» جرج كنان در سال 1948، و از طريق «واسطه هاي خصوصي» و «شبكه هاي جامعه مدني» با بمب گذاري هاي منجر به ترور، ابتدا عده اي از شخصيت هاي ضد آمريكايي را حذف مي كند. 2) سپس از رهگذر جنگ تبليغاتي- رواني، گناه ترورها را به گردن دولت هاي مخالف خود مي اندازد تا به تدريج آنان را نزد شهروندانشان بي اعتبار سازد. 3) در آخر، اين خرابكاري هاي مرگبار را زمينه استمرار پروژه كودتاي مخملي در ادوار آينده فرض مي كند.





آدرس دائمی | نظرات (0) | ارسال از طریق YIM | صفحه آغازین | © دپارتمان 1385



آرشیو رخدادها











جستجو





با پشتيباني Blogdigger badge

در باره


بخش رخدادها، شامل پنداشتهای -به روز- پیام فضلی نژاد پیرامون منازعات جاری در روزنامه کیهان است

 

ارتباط و همكاري

سايت رسمي پيام فضلي نژاد،از آراء و عکس العمل هاي مخاطبان و منتقدان استقبال مي کند. با ما تماس بگيريد:

Payam.Fazlinejad at Gmaildot com