[متن کامل] آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکنها گرد شما حلقه زدهاند و رقاصهها به عشق شما میرقصند.» حیرتآور است؛ معنویت بیداد میکند! برای آن میتوانید یک تئوری جدید اصلاحطلبانه بسازید، اما حتما تهوعآور خواهد بود. نمیدانستیم عشوههای بازاری آنان اینقدر برایتان دلرباست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روحالله - که ریاکارانه دم از آن میزید- خجالت بکشید.
روزنامه کیهان روز شنبه، 18 مهر 1388 در صفحه سوم خود یادداشتی را تحت عنوان «سبزی این فتنه از چمن کاخ سفید است» چاپ کرد. این نوشتار که نیمه پنهان حمایت دالایی لاما (جاسوس سازمان سیا و رهبر بودیستها)، نازنین افشین جم (فاحشه رضا پهلوی، مانکن معروف و دختر شایسته سال 2003 کانادا)، مهناز آذرنیا (ملکه هیپیها در عصر پهلوی دوم و مبلغ همجنسبازی)، پرویز تناولی (مجسمهساز سکسی)، شیرین نشاط (فیلمساز همجنسباز و فرزند سرلشگر نشاط) و... از میرحسین موسوی و محمد خاتمی را فاش کرد، بلافاصله در اغلب وبسایتها و رسانههای مشهور خبری- تحلیلی بازنشر شد و بازتابهای متفاوتی را برانگیخت. [دپارتمان] در اجابت درخواستهای مخاطبان خود، برای نخستینبار متن کامل این نوشتار جنجالی را منتشر مینماید:
لینک نوشتار منتشر شده در روزنامه کیهان
آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکنها گرد شما حلقه زدهاند و رقاصهها به عشق شما میرقصند.» حیرتآور است؛ معنویت بیداد میکند! برای آن میتوانید یک تئوری جدید اصلاحطلبانه بسازید، اما حتما تهوعآور خواهد بود. نمیدانستیم عشوههای بازاری آنان اینقدر برایتان دلرباست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روحالله - که ریاکارانه دم از آن میزید- خجالت بکشید.
«نماد سبز» که در سنت ما نمادی از نمادهای علوی و نبوی است، تنیده با «جنگ عقیده» و «سنن دینی» است؛ پیوندی ناگسستنی با جهاد و شهادت دارد و بوی عاشورا و انتظار از آن، عاشقان را سرمست میکند. آقایان! اینجا بازار لیبرال سرمایهداری نیست که هر جنس تقلبی را آسان به مشتریان جاهل بفروشید و «سبز» را به جای «سیاه» غالب کنید. اینجا، قلب تپنده شیعه و تشیع است. اینجا، زادگاه زلزله معرفتی امام خمینی(ره) است که جهان را ناباورانه لرزاند. اینجا، پرچم ولایت بر خیمه معرفت استوار است. اینجا، عاشورایی به پاست.
سکانس آخر: «رادیو فردا» گزارش داده است که «دالایی لاما»، رهبر معنوی و در تبعید بودائیان تبت که سال 1986 برنده «جایزه صلح نوبل» شد، با «جنبش سبز ایران» ابراز همبستگی کرد. وی هفته گذشته در حاشیه «کنفرانس صلح کانادا» به درخواست یک فعال حقوق بشر با نام «نازنین افشین جم» یک «تراکت سبز» در دست گرفت که روی آن نوشته شده بود: «آزادی برای ایران». عکس «دالایی لاما» و «افشین جم» به سرعت در رسانههای موسوم به «اصلاحطلب» منتشر شد؛ چنانکه آن را نشانه انعکاس صدای حامیان سبز اصلاحات در جهان دانستند. آیا این حامیان «جنبش سبز» به راستی شخصیتهایی «معنوی» و «صلحطلب» هستند؟!
فلاش بک اول: «دالایی لاما» کیست؟ او که نام اصلي اش «تنزين گياتسو» است، در سال 1937 به عنوان كسي كه روح بودا در او حلول كرده، معرفی شد! از همان سن و بر پايه خرافات رايج بوديسم، بر تخت سلطنت موروثي تبتيها تكيه زد و در پانزده سالگي هم به عنوان رهبر تشريفاتي دولت تبت برگزيده شد. «دالايي لاما» در بيست و چهار سالگي، به تحریک غرب و برای تثبيت حكومت خودمختارش، تبتيها را به شورش عليه حكمراني چينيها فراخواند، اما در حالي كه هزاران تبتي در نبرد با سربازان چيني جان ميدادند، از ترس جانش، به هند گريخت و از دولت دهلي، تقاضاي پناهندگي سياسي كرد. در سالهاي 1380 تا 1386، چهار دیدار محرمانه «دالایی لاما» با رئيس جمهور آمريكا در كاخ سفيد فاش شده است؛ سلسله ملاقاتهایی که برای پیشبرد کودتاهای مخملی در جهان انجام میگشت که نمونه آن، کودتای نافرجام در برمه (موسوم به انقلاب زعفرانی) است. «دالایی لاما» در پاييز 1386، از دست جرج دبليو بوش، بالاترين نشان ايالات متحده را دريافت كرد. در مراسم اهداء اين نشان عالي، رئيس جمهور جنگ طلب آمريكا وي را «نماد جهاني صلح و بردباري» خواند، اما بودیستهای واقعی او را «گزينه معنوي سازمان جاسوسي سيا در انقلاب هاي مخملي» میدانند. در ایران، برای نخستین بار در 6 تیرماه 1385، روزنامه «اعتماد ملی»(ارگان رسانهای مهدی کروبی) با هدف تبلیغ «معنویت سکولار» و «عرفانهای امریکایی» گفتگوی تبلیغاتی مفصلی را از «دالایی لاما» منتشر کرد. روزنامه «کیهان» در 2 بهمن 1386 با انتشار عکسها و اسنادی فاش کرد که لاما با «کارل گرشمن»، رییس «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» و از رهبران «سازمان جاسوسی سیا»، نشستهای منظمی را برای پشیبرد کودتاهای مخملی برگزار میکند و «رامین جهانبگو» نیز نقش یک «منبع اطلاعاتی» را برای آنان دارد.
فلاش بک دوم: «نازنین افشین جم» یکی از روسپیهای شناسنامهدار جهان است! او پس از آنکه در سال 2003 به عنوان «دختر شایسته کانادا» برگزیده شد، مسابقات »میس ورلد» که در شهر سانیا در کشور چین برگزار میشود نیز شرکت کرد و به لقب «دومین دختر شایسته جهان» دست یافت. در پروتکل این مسابقات، «زیبایی و اندام سکسی» و «استعداد تحریک جنسی بینندگان» از شاخصههای دریافت لقب «دختر شایسته» است. تا سه سال پیش، وی تنها به عنوان یک «مانکن» شناخته میشد، اما به تازگی از سوی سلطنتطلبان و آمریکا عنوان «فعال حقوق بشر» را نیز کسب کرده است! یکی از افتخارات وی، سرویسدهی به پسماندههای دودمان بر باد رفته پهلوی دوم، از جمله «رضا ربع پهلوی» است. افشین جم روابط نزدیکی با «شیرین عبادی» و دخترکان «کمپین یک میلیون امضا» دارد و به تازگی نیز همراه «دالایی لاما» به حامیان «جنبش سبز» آقایان «میرحسین موسوی» و «محمد خاتمی» پیوسته است.
فلاش بک سوم: از ابتدای سال 1388 که احزاب موسوم به اصلاحطلب لیست حامیان خود را منتشر میکردند، «روزنامه کیهان» بارها در اخبار و نوشتارهای خود به اصلاحطلبان و مردم خاطر نشان کرد که در این لیستها نام کسانی چون «ملکه هیپیهای عصر پهلوی»، پسماندههای سلطنتطلبان و کارگزاران «کودتاهای مخملی» به چشم میخورد؛ گرچه این افشاگریها با فرافکنیهای مستمر حامیان موسوی و خاتمی مواجه میگشت. برای نمونه، در صدر لیست هنرمندان حامی «میرحسین موسوی» نامهایی مانند «پرویز تناولی» (که کارش ساخت مجسمههای اروتیکال برای کاخهای شاه بود)، «مهناز آذرنیا» (ملکه هیپیها در کلوپ همجنسبازان که از دست فرح پهلوی جایزه گرفت)، «فرح اصولی» و «فریده لاشایی» (هنرمندان سلطنتطلب)، «احسان نراقی» (مشاور محمدرضا پهلوی و رفیق هویدا) قرار داشتند و روزنامه «کلمه سبز» به عنوان ارگان رسانهای «میرحسین موسوی» بارها از آنان ستایش کرد.
فرجام سیاه: نسبت جنبشی که دم از «معنویت» و «عقلانیت» میزند با جاسوسان و فواحش چیست؟ چرا فرجام این رنگ «سبز» که بانیان آن (میرحسین موسوی و محمد خاتمی) آن شعار «پیروی از خط امام خمینی(ره)» میدادند، فرجامی سیاه شده است؟! هویت یک جنبش به رنگ آن نیست، بلکه به ماهیت آن است.آیا شخصیتها و جوانان حامی موسوی میدانستند که آن «شال سبز»، شالی که منقوش به نام مبارک حضرت »فاطمه زهرا» (س) بود، تنها یک طعمه برای فریب مردم به قصد کسب قدرت است؟ آن رنگ سبز، اکنون در دستان جاسوسان و فواحش است و کسانی چون «شیرین نشاط» (دختر سرلشگر نشاط، از کارگزاران نظامی عصر پهلوی) و «شهره آغداشلو» (بازیگر- مانکن بهایی و فراری) در زمره «سبزپوشان» درآمدهاند.
«نماد سبز» که در سنت ما نمادی از نمادهای علوی و نبوی است، تنیده با «جنگ عقیده» و «سنن دینی» است؛ پیوندی ناگسستنی با جهاد و شهادت دارد و بوی عاشورا و انتظار از آن، عاشقان را سرمست میکند. آقایان! اینجا بازار لیبرال سرمایهداری نیست که هر جنس تقلبی را آسان به مشتریان جاهل بفروشید و «سبز» را به جای «سیاه» غالب کنید. اینجا، قلب تپنده شیعه و تشیع است. اینجا، زادگاه زلزله معرفتی امام خمینی(ره) است که جهان را ناباورانه لرزاند. اینجا، پرچم ولایت بر خیمه معرفت استوار است. اینجا، عاشورایی به پاست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روحالله - که ریاکارانه دم از آن میزید- خجالت بکشید. آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکنها گرد شما حلقه زدهاند و رقاصهها به عشق شما میرقصند.» حیرتآور است؛ معنویت بیداد میکند! برای آن میتوانید یک تئوری جدید اصلاحطلبانه بسازید، اما حتما تهوعآور خواهد بود. نمیدانستیم عشوههای بازاری آنان اینقدر برایتان دلرباست. این عکسها، برای وجدانهای بیدار، از هر تحلیل سیاسی، تئوریک و آکادمیکی گویاتر است. این عکسها، فریاد میزنند که «جنش سبز» به «کاخ سفید» ختم میشود و البته راهی هم به هرزهخانههای غرب دارد. در این قابها، در این نماها، در این تصاویر، نشانی از «عقلانیت» و «معنویت» نیست، بلکه چهرههای سیاهی نمایان هستند که آدمی را به یاد «جهنم» میاندازند.
پیام فضلي نژاد