مشاوره با تیم | عمومي | محرمانه : نسخه
 
   
سند راهبردی کارنامه فضلي نژاد گالری
نقد و نظر رخدادها تفسیر در کیهان سخنرانی بازتاب بانک پژوهشی کمپین علیه شیرین عبادی کتابخانه الکترونیک

تفسیر در کیهان

پنداشتهای -به روز- پیام فضلی نژاد پیرامون منازعات جاری در روزنامه کیهان


چهارشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۸۷
فرجام سیاه اندیشه اصلاح طلبی
در ساعت 18:45

[روزنامه کیهان، تفسیر سیاسی] چرا برخي از روشنفكران اصلاح طلب از همجنس بازي حمايت مي كنند؟! اين سوالي است كه پيام فضلي نژاد در يادداشت امروز روزنامه كيهان (10 تير 1387، صفحه 14) طرح مي‌كند و مي‌كوشد كه به آن پاسخ دهد. اين يادداشت، در تحليل منازعه اخير روشنفكران ديني و اصلاح‌طلبان پيرامون مساله همجنس‌بازي در رسانه‌هايي مانند راديو زمانه، تحرير شده است.

چرا برخي از روشنفكران اصلاح طلب از همجنس بازي حمايت مي كنند؟!

فرجام سياه انديشه اصلاح طلبي


پيام فضلي نژاد
روزنامه كيهان، 10 تير 1387، صفحه 14

مگر نه اينكه روشنفكران موسوم به اصلاح طلب مي گويند: «هر حكمي از اسلام كه با عقلانيت و عدالت مدرن تعارض داشته باشد، موقتي و متعلق به صدر اسلام به حساب مي آيد» (1)، بدين ترتيب، اكنون كه عقلانيت و عدالت مدرن، «همجنس بازي» را نيز پذيرفته است، بر مبناي اين ملاك، حكم فقهي اسلام درباره اين پديده ثابت و دائمي نخواهد بود و اصلاح طلبان وفق مباني نظري خود بايد «فحشاي مدرن» را نيز بپذيرند.(2) چرا چنين قضاوت مي كنيم؟
منازعه اخير، كه از سوي پاره اي از اعضاء حلقه كيان و ماهنامه زنان در برخي رسانه ها به راه افتاده است تا تكليف اصلاح طلبان را يك سره كند، همه بر مبناي مباني نظري انديشه اصلاح طلبي استوار است. اول، اصلاح طلبان و عده اي از مدعيان فقاهت در بيان آنان قائل به تقسيم احكام اسلام به «دائمي» و «موقت» هستند. دوم، اصلاح طلبان «اجتهاد در اصول» و «اجتهاد در برابر نص» را جايز و بلكه لازم مي دانند. سوم، اصلاح طلبان عقلانيت مدرن را اصل و آموزه هاي ديني را فرع بر آن مي دانند و در پي سازگاري اسلام با دستاوردهاي مدرنيته چون «حقوق بشر سكولار» هستند. چهارم، اصلاح طلبان هيچ قرائتي از دين را قرائت مقبول و حاكم فرض نمي كنند و معتقدند همه قرائت هاي ديني حق است و براي همين، اغلب آنان از فرق ضاله مانند بهائيت دفاع مي كنند. پنجم، آنان فقه مصطلح اسلام را ناقص خوانده اند و از نقطه عزيمت فقه ستيزي مي گويند فقهي كه برخي از احكام اجتماعي اش امروزه غيراخلاقي تلقي مي شوند، داوري اخلاقي مدرن، نمره مقبولي به اين فقه نخواهد داد. براي همين است كه با احكام شرعي از سنگسار تا قصاص مبارزه مي كنند.
¤¤¤
روشنفكراني كه از پائيز 1370 در حلقه سياسي ماهنامه كيان گردهم آمده بودند تا پروژه رفرم در اسلام و اصلاحات سياسي را بر اساس آراء عبدالكريم سروش در كسوت پدر معنوي خود پيش ببرند، روزهاي سياهي را سپري مي كنند؛ نقاب از چهره ايدئولوژي شان بر افتاده است، تناقضاتشان بيش از پيش آشكار گشته و امروز بر سر يك دو راهي سرنوشت ساز مانده اند: يا بايد از مباني نظري خود دست كشند و به تناقضات و سياهي هاي آن اقرار كنند يا بايد بر اساس همان مباني نظري، همجنس بازي و فاحشه گري را نيز بپذيرند و به عنوان حقوق بشر! از آن دفاع كنند.
ابتداي دهه هفتاد، هنگامي كه چهره هاي اپوزيسيون چون بهروز خليق (عضو سابق سازمان چريك هاي فدايي خلق) در نشرياتي مانند كار كه از آراء سروش و خاتمي (وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي)، با عنوان «تحولات فكري در بخشي از نيروهاي اسلامي» ياد كرده و شادمان شده بودند، شايد كمتر كسي باور داشت كه 15 سال بعد، گفتمان طايفه اي از اين روشنفكران «مشروعيت همجنس بازي» و «مقبوليت چند شوهري زنان» باشد. آن ها كه مانند تحليلگران روزنامه كيهان از 15 سال پيش، هشدار مي دادند فرجام فقه ستيزي و سپس روحانيت گريزي و در آخر قدسيت زدايي و قرآن ستيزي حلقه كيان، به بسط و گسترش «ايدئولوژي فحشا» ختم مي شود و دهها مقاله در اين باب نوشتند، به انواع اتهامات متهم مي شدند و از سوي سروش و شاگردانش، خشك مغزان تنگ نظري خطاب مي شدند كه رسالتشان «تحول زدايي» است.
سال 1376 كه به خيال همپيمانان دوم خردادي حلقه كيان، آن «تحول» ژرف و شگرف با رأي مردم به آقاي محمد خاتمي پديد آمد، روشنفكران سكولار كه براي حفاظت از خود پسوند «ديني» را برگزيده بودند، از پلكان قدرت بالا رفتند و مناصب دولتي را صاحب شدند. نظريه پردازان و صاحبان دولت اصلاحات، از انديشه اي كه تحت عنوان «جامعه مدني» تبليغ مي كردند، معناي شفاف و روشني را به دست نمي دادند. براي مخاطب، آشكار نبود كه مقومات و مباني انديشه آنان، مثلاً از «آزادي مخالف» يا «آزادي زن» يا «حقوق اقليت ها» چيست؟!
بسياري چون گنگ خواب ديده به اين مفاهيم نگاه مي كردند. روزنامه همشهري، سال 1376 يادداشتي را منتشر كرد با نام «فرجام روشنفكري ديني». لب لباب تحليل روزنامه ارگان شهرداري تهران- كه حزب كارگزاران سازندگي آن را در سيطره خود داشت- اين بود كه روشنفكران ديني در كنه انديشه شان مدرنيسم را پذيرفته اند، منتها سعي مي كنند جنبه هايي از سنت را كه دغدغه شخصي ايشان است، در عالم عمل محفوظ دارند.
اما روزنامه همشهري از نكته اي ديگر نيز سخن مي گفت. آن تحليل ناظر بر اين بود كه روشنفكران اصلاح طلب دچار يك ثنويت و تناقض اند. آنان دستاوردهاي عقلانيت مدرن را مي پذيرند و در انديشه خويش به آن پايبند مي شوند، ولي متأسفانه(!) در حد دغدغه هاي شخصي به اندكي از سنت هاي ديني، همچنان وفادار هستند. همشهري بزرگترين تناقض نماي روشنفكري ديني را «تناقض پندار- رفتار» مي دانست و معتقد بود كه اعضاء حلقه كيان گرچه در پندار لوازم عقلانيت دنياي مدرن را پذيرفته اند، اما در رفتار خود آن را پياده نمي كنند و «وجودشان آن را هضم نكرده است.»
توصيه روزنامه همشهري به روشنفكران اصلاح طلب كه به تازگي در دولت اصلاحات پلكان قدرت را بالا رفته بودند، اين بود كه تناقض را كنار بگذارند و با زدودن خرده سنت هاي ديني از ذهن و روانشان، رفتاري سراپا مدرن داشته باشند. چندي پس از دوم خرداد 1376، نشريات زنجيره اي و وابسته به حلقه كيان، تعاريف روشن تري از فلسفه شبه مدرن خود را آشكار كردند. آنان از «حق ارتداد» سخن مي گفتند، حبس دين در حوزه خصوصي شهروندان را مي خواستند و اينكه «حقوق بشر» را بايد به منزله يك حقوق فراديني پذيرفت به نحوي كه بر احكام دين هم حكومت كند. آن ها، آشكارا از «جايگزيني روشنفكران ديني به جاي روحانيت» به عنوان منبع تغذيه فكري ايرانيان دم مي زدند. مي خواستند روشنفكراني كه امروز در تناقضات نظري خود، بر سر يك دو راهي دشوار گرفتار شده اند و بخشي از آنان به توصيه نشرياتي چون روزنامه همشهري، از همان ساليان لوازم عقلانيت مدرن را سراپا پذيرفتند و اكنون هم از همجنس بازي و فاحشه گري نيز دفاع مي كنند را به جاي روحانيت متعهد به اسلام بنشانند!
پيش از اين براي حمايت از «حقوق زنان»، برخي از آنان كه خود را «فمينيست هاي مسلمان» مي ناميدند و در ماهنامه توقيف شده زنان، فعالان فمينيست حلقه كيان را تشكيل مي دادند، با سياستمداران هلندي- آمريكايي هم پيمان و هم كلام شدند. گفتند كه ما «حق اختيار خود بر بدن هايمان» را مطالبه مي كنيم. «آزادي سكسوآليته» كه مراد از آن مي تواند «قانوني كردن فحشا» باشد، شعار مشترك بخشي از فعالان زن در حزب مشاركت ايران با دختركان و پسركان كمپين يك ميليون امضاء بود.
روشنفكراني كه خود را برتر از روحانيت مي ديدند، امروز چه پيشنهادي براي ايرانيان دارند؟! امروز، در زماني كه مايكل لدين (كارشناس ارشد CIA و نظريه پرداز يهودي- صهيونيست مؤسسه امريكن اينتر پرايز) از لزوم ارائه قرائتي سكولار از قرآن كريم سخن مي گويد، وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) نيز ترجمه اي از كتاب مقدس مسلمانان را منطبق بر خاستگاههاي صهيونيستي روانه بازار كتاب مي كند، شخصي با نام سجاد قائم مقامي (عضو گروهك چريك هاي فدايي خلق) كه نام مستعار قادر عبدالله را براي خود برگزيده، در هلند مي گويد كه براي مبارزه با روحانيت اسلام، قرآني سكولار را به جهانيان معرفي خواهد كرد و عبدالكريم سروش نيز از كنار كاخ سفيد، اصالت و مرجعيت قرآن را مخدوش مي كند و وحي را به الهام و پيامبر را به شاعر تشبيه مي كند، در اين ميانه، عده اي از نظريه پردازان سابق و لاحق اصلاح طلبان هم در حلقه كيان كه اكنون در لابي هاي اسرائيلي چون انستيتو هوور لانه كرده اند، چون گذشته به آنان كمك مي كنند.
بيش از يك دهه است كه هرگاه موج اسلام خواهي در جهان اوج مي گيرد، پاي اعضاء حلقه كيان در مجامع غربي به ميان مي آيد تا قرائتي سكولار از اسلام و قرآن ارائه كنند؛ نسخه اي بي خطر كه دين مسلمانان را منهاي حكومت، منهاي جهاد، منهاي روحانيت، منهاي فقاهت، منهاي مرجعيت و... تصوير مي كند (3) ارديبهشت سال 1377، وقتي كه نهضت اسلامي در دانشگاههاي فرانسه اوج گرفته بود، عبدالكريم سروش، رضا تهراني (مدير مسئول ماهنامه كيان) و حسين قاضيان (از مجرمان پرونده فروش اطلاعات به آمريكا) به پيشنهاد رامين جهانبگلو (جاسوس مخملي ايالات متحده) و دعوت اتحاديه مدرسان فرانسه به پاريس رفتند تا در مذاكراتي پشت درهاي بسته، راهبردهاي كنترل ايدئولوژي اسلامي را در جامعه لائيك فرانسه پيشنهاد دهند.
امروز نيز آرش نراقي كه با نام احمد نراقي در ماهنامه كيان مي نوشت و مشهور به تدوين پاره اي از مباني فكر اصلاح طلبي است و اكنون در انستيتو هوور حضور دارد، در قرائت نويني از قرآن كريم، هم جنس گرايي را ناسازگار با دين مقدس اسلام نمي يابد! وي در مقاله مبسوط «درباره اقليت هاي جنسي» (25 نوامبر 2005) با استناد به ادبيات گسترده هم جنس گرايي، آن را پديده اي طبيعي و اخلاقي معرفي كرد. پس از آن هم طي يك سخنراني زير عنوان «اسلام و مسأله اقليت هاي جنسي» در دانشگاه كاليفرنياي لس آنجلس، كوشش او مصروف آن شد تا قرائتي سازگار با قرآن از هم جنس گرايي ارائه كند. نراقي همچنان از نزديك ترين شاگردان و محرمان عبدالكريم سروش به شمار مي رود.
اكبر گنجي (مدير مسئول ماهنامه توقيف شده راه نو) كه در شوراي سردبيري روزنامه هاي متعلق به مشاوران ارشد رئيس جمهور سابق مانند صبح امروز، آفتاب امروز و... حضور داشت- و اصلاح طلبان از او به عنوان كسي ياد مي كنند كه عقلش نمي كشد، اما چاقو خوب مي كشد- با استناد به گفتارهاي مشترك روشنفكران و اصلاح طلبان داخل كشور با ديدگاههاي كلان آرش نراقي پيرامون قرآن، به آنان يادآوري مي كند كه نمي توانند حالا كه پاي پذيرش و حمايت از همجنس بازي به ميان آمده، خود را كنار بكشند و از ترس متهم شدن به اسلام ستيزي، آراء خود را پنهان كنند! گنجي، امروز در آمريكا همان تحليل 11 سال پيش نويسنده روزنامه همشهري را با مصاديق شفاف تكرار مي كند و سپس با يادآوري مباني تفكر اصلاح طلبي، از روشنفكران اصلاح طلب (رفرميست ها) چون محسن كديور مي خواهد كه مانند برخي ديگر از اعضاء حلقه كيان و ماهنامه زنان، و بر مبناي مبادي و مباني نظري پروژه رفرم در اسلام و اصلاح طلبي، از همجنس بازي نيز حمايت كنند، چرا كه پذيرش اين پديده، نتيجه منطقي روش و منش تئوريك آنهاست.
اين منازعه نوين، اصلاح طلبان و روشنفكران سكولار حامي آنان را بر سر يك دو راهي دشوار قرار مي دهد. دو راهي بر مبناي گزينه هاي ذيل صورتبندي مي شود:
1- از يك سو راه به پذيرش همجنس بازي و همجنس بازان به عنوان يك «حق» و «اقليت اجتماعي» مي برد. اصلاح طلبان، وفق مباني نظري خود كه پذيرش لوازم عقلانيت مدرن غرب (عقلانيت ماسوني) است، نمي توانند همجنس بازان را در قامت يك اقليت اجتماعي نپذيرند و از آنان دفاع نكنند .اگر چنين نكنند، نهادهاي حقوق بشري غرب كه اعتبار اصلاح طلبان همه وامدار جوايز، مدارك دانشگاهي و پروپاگاندا و تبليغات رسانه اي آنان است، به تدريج از پياده نظام هاي ايراني خود رويگردان مي شوند و اين رويگرداني سبب انزواي معنوي و مادي روشنفكران موسوم به اصلاح طلب خواهد شد.
2- عقلاي قوم اصلاح طلب اگرچه مي دانستند كه تن دادن به مدرنيزاسيون غربي تنها به مبارزه با شكل حاكميت اسلام و مباحثي چون سكولاريزم ديني خلاصه نمي شود و پايان اين راه پرابهام، تنها وابستگي سياسي و امنيتي به غرب نيست، اما در اين برهه دشوار مي تواند از مباني نظري خود دست كشند. آنان اكنون بدل به حاملان نظام ارزشي غرب در ايران شده اند و با تكيه به مباني نظري خود چاره اي جز دفاع از ايدئولوژي فحشا ندارند؛ ايدئولوژي اي كه نه تنها با اسلام در تعارض مطلق است، بلكه با فطرت آدمي نيز سر ستيز دارد. عقلاي اين قوم مي توانند و بايد مباني نظري خود را كه به پاياني سياه ختم مي شود، كنار بگذارند و البته كه از پايان راه رفته نيز مي توان بازگشت. اين بازگشت، انتشار مواضعي شفاف را در اين منازعه مي طلبد.

يادداشت ها:

1 و 2- «روشنفكري ديني و مسأله همجنس گرايي»، راديو زمانه، 5 تير 1387
3- بدين سبب است كه برخي نام ديگر حلقه كيان را «فرقه منهاييون» نهاده اند.


آدرس دائمی | نظرات (0) | ارسال از طریق YIM | صفحه آغازین | © دپارتمان 1385



آرشیو تفسیر در کیهان











جستجو





با پشتيباني Blogdigger badge

در باره


بخش تفسیر در کیهان، شامل پنداشتهای -به روز- پیام فضلی نژاد پیرامون منازعات جاری در روزنامه کیهان است

 

ارتباط و همكاري

سايت رسمي پيام فضلي نژاد،از آراء و عکس العمل هاي مخاطبان و منتقدان استقبال مي کند. با ما تماس بگيريد:

Payam.Fazlinejad at Gmaildot com