مشاوره با تیم | عمومي | محرمانه : نسخه
 
   
سند راهبردی کارنامه فضلي نژاد گالری
نقد و نظر رخدادها تفسیر در کیهان سخنرانی بازتاب بانک پژوهشی کمپین علیه شیرین عبادی کتابخانه الکترونیک

تفسیر در کیهان

پنداشتهای -به روز- پیام فضلی نژاد پیرامون منازعات جاری در روزنامه کیهان


یکشنبه، ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
تفسيري بر جنجال‌هاي پرونده جنايي شهلا جاهد
در ساعت 14:51

[روزنامه كيهان، تفسير حقوقي] پيام فضلي‌ نژاد، پژوهشگر موسسه كيهان، امروز با انتشار يادداشتي در روزنامه كيهان، ديدگاههاي حقوقي و رسانه‌اي خود پيرامون جنجالي‌ترين پرونده جنايي در نيم دهه گذشته را تشريح كرد. براي مطالعه متن كامل يادداشت، اينجا را كليك كنيد.

مروري بر جنجال هاي يك پرونده ويژه جنايي ‏‏ ‏

اعدام «شهلا جاهد» در عين عدالت، ‏رحمت است و عطوفت‏ ‏

پيام فضلي نژاد، روزنامه كيهان، 7 ارديبهشت 1387‏

‏1- در يك فرآيند قضايي پنج ساله، 27 قاضي عالي رتبه كيفري به پرونده جنايت يك زن ‏‏(شهلا، همسر صيغه اي يك فوتباليست) مبني بر قتل فجيع «مادر» دو فرزند (لاله) ‏بررسي و رسيدگي كرده اند كه 20 تن از قضات، به مجرميت و اعدام متهمه (قصاص ‏نفس) رأي داده اند. حكم اعدام پيش از صدور، حداقل با ده فرضيه متفاوت براي نقض ‏دادنامه روبرو بود، اما همه فرضيات در دوره زماني نيم دهه در شعب گوناگون ديوان ‏عالي كشور سنجيده شد و هيچ گاه ادله اي مثبت و متقن براي اثبات برائت قاتل به ‏دست نيامد. هربار كه حكم اعدام قاتل آن «مادر» صادر شد، مرجعي با اختيارات ويژه ‏قضايي آن را نقض كرد. نخستين بار پس از قطعي شدن رأي قصاص، دفتر نظارت و ‏پيگيري قوه قضاييه (در هنگام حاكميت ماده 2 قانون اختيارات ويژه رئيس قوه) پرونده را ‏به هيئت تشخيص ديوان عالي كشور فرستاد، اما حكم اعدام تأييد شد. ديگر بار در ‏اقدامي كم سابقه، همان مرجع پرونده را به شعبه هم عرض هيئت تشخيص ارجاع داد ‏كه باز هم حكم اعدام متهمه تأييد شد. روز 24 بهمن 1386، اين بار شخص رئيس قوه ‏قضاييه بود كه با استناد به اختيارات ويژه اش (مصرح در اصلاحيه ماده 18 قانون تشكيل ‏دادگاه هاي عمومي و انقلاب) خواستار بررسي مجدد حكمي شد كه از سوي همه ‏مراجع قضايي بدوي، عالي و ويژه تأييد شده است. اين چنين، پس از نيم دهه، براي ‏سومين بار اجراي رأي اعدام مجرم به تعويق افتاد و اين پرونده جنايي براي رسيدگي ‏مجدد به شعبه 1147 مجتمع قضايي بعثت تهران ارجاع شد. در همين ميان، رئيس قوه ‏قضائيه از وجود «اطاله دادرسي» در مجموعه اش نيز گله كرد!
‏2- قاتل نه تنها قصاص نمي شود، بلكه به «اسطوره عشق» بدل مي گردد. او از درون ‏زندان اوين با خبرنگاران حوادث به گفت وگوي تلفني مي نشيند و آنان نيز روايت هاي ‏خود از «كفش هاي صندل قاتل»، «اتاق زيبا و مجلل شهلا در بند زنانه»، «دامن هاي ‏چين دار» و گفت وگوهاي روزانه اش با فوتباليست سابق را در نشريات منتشر مي ‏كنند. همزمان، دو جبهه رسانه اي از «قاتل» شخصيتي اسطوره اي خلق كرده اند. ‏رسانه هاي شبه روشنفكري و اصلاح طلب مي نويسند كه مجرم «قرباني عشق ‏سوزناك خود» شده و «شهلا چون بمب عشقي تركيده است!» براي آنها كه قاتل را ‏‏«شيك پوش ترين زن زندان اوين» لقب دادند،(1) «صداي زيبا» و «آوازه خواني» يك زن، ‏مهم تر از جنايت و مكافات مجرمي بود كه با 37 ضربه چاقو مادر دو فرزند را از پاي ‏درآورد. روزنامه هاي اين طيف در گزارش هايي خود از جلسات دادگاه و تحولات قضايي ‏پرونده، رأي بر بيگناهي متهم مي دهند و در مقابل، از دسيسه چيني يك قاضي ويژه ‏جنايي براي «قتل» شهلا -و نه قصاص او- مي گويند و مراجع قضايي و پليس آگاهي را ‏متهم به تلاش براي كسب اعتراف دروغ از شهلا مي كنند. به اشاره ماهنامه توقيف ‏شده «زنان» (وابسته به حلقه سياسي كيان)، چند دخترك و پسرك «كمپين يك ميليون ‏امضاء» براي لغو حكم اعدام قاتل در برابر دفتر «سازمان ملل متحد» درتهران تجمع ‏غيرقانوني راه مي اندازند و «سازمان عفو بين الملل» در حمايت از آنان بيانيه مي دهد. ‏رسانه هاي زرد و لمپن نيز، خبر توليد فيلم زندگي قاتل آن «مادر» را تيتر مي كنند. ‏بازيگري كه همه شهرتش را مديون شباهت به آوازه خواني فاسد است، آزادانه در ‏زندان با «شهلا» ديدار مي كند و شايعه بازي اش در نقش قاتل را دامن مي زند و ‏سپس به دروغي كهنه، از شايعه سازان گله مي كند كه چرا «خيال پرداز هستند!» در ‏آخر، قاتل براي پايان دادن به شايعات سينمايي، شخصاً وارد ميدان بازي مي شود و در ‏هفته نامه اي كه از قضا به يك «قاضي دادگستري» تعلق دارد، ابتدا ترهاتي درباره ‏احساسات عميقش مي بافد و بعد، بازيگر نقش خودش را هم مشخص مي كند و مي ‏گويد: «هنرپيشه اي كه قرار است اين نقش را ايفا كند، بايد هنرمند فوق العاده اي ‏باشد!»(2)
‏3- روشنفكران و لمپن ها در يك نقطه با هم به همگرايي مي رسند: دفاع از «قاتل» يك ‏‏«مادر» و البته «جنايت» را به «سرگرمي» بدل كردن! فيلمي مستند به نام «كارت ‏قرمز» در ستايش از شخصيت «قاتل» توليد مي شود و از او تصوير يك زن قدرتمند را ‏مي سازد؛ زني كه قاضي پرونده را با استدلال هاي منطقي و دفاعياتش گيج مي كند! ‏روايت نه تنها «مستند» نيست، بلكه آشكارا «جعلي» است، تا جايي كه آژانس خبري ‏دولت انگليس، كارگردان آن را متهم به خروج از «بي طرفي» و «كوشش زياد» براي ‏دفاع از قاتل مي كند. در فيلم، فوتباليست سابق در دو موقعيت مكاني متفاوت بازي ‏مي كند. اول، در اتاق خواب همسر مقتولش (لاله) در حال جست وجوي وسايل او ‏است و در كمد لباس هاي او را باز مي كند و براي فيلمساز از لباس هاي تازه اش حرف ‏مي زند! پس از آن، تصاويري از اين فوتباليست در خانه «شهلا» پخش مي شود. اين ‏تصاوير مستهجن را كه قاتل در اختيار فيلمساز گذاشته، حكايت رفتارهاي... اين زن ‏جنايتكار با فوتباليست در ماه هاي پيش از ارتكاب قتل است. فيلمساز با تأكيد بر چنين ‏سكانس هايي و پس از به راه انداختن بازي هدفمند نمادها و نشانه هاي بصري در ‏ذهن مخاطب، قاتل را «قرباني يك عشق سوزناك» تصوير مي كند كه «بي گناه» است. ‏همزمان با قطعي شدن رأي قصاص، فيلم 74 دقيقه «كارت قرمز»، در آذرماه 1385 براي ‏رقابت در بخش «يوريس ايونس» نوزدهمين فستيوال بين المللي فيلم هاي مستند ‏آمستردام راهي هلند مي شود تا مقامات «ويژه» اروپايي با پتانسيل هاي ناشناخته ‏سينماي ايران براي گسترش ايدئولوژي سياه «ناتوي فرهنگي» بيشتر آشنا شوند. ‏رسانه هاي غرب، جنجالي را عليه اجراي حكم شرعي قصاص به پا مي كنند و از ‏‏«معصوميت لگدمال شده» سوژه فيلم (قاتل) مي گويند. سپس، اين فيلم در مهرماه ‏‏1386، با موافقت مديرعامل «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» در نخستين ‏دوره جشنواره بين المللي فيلم مستند ايران (سينما حقيقت) به نمايش درمي آيد، تا ‏احتمالاً براساس منشور اين جشنواره، «رويكرد صيانت از هويت ملي مبتني بر انگاره ‏هاي شرقي، ديني، ايراني» و... را متجلي كند! فيلمساز از فرصتي كه «محمد آفريده» ‏به او داده، تشكر مي كند و در آخر، مدعي مي شود كه به سبب ساخت اين فيلم، ‏حكم اعدام مجرم براي سومين بار نقض شد!(3)
‏4- كجا ايستاده ايم؟ مادري قرباني هوس رفيقه يك فوتباليست شده است. روز 7 ‏مهرماه 1381، زني با 34 ضربه چاقو در ميدان كتابي تهران، مادر دو فرزند را به سبب ‏شهوت حماقت بار خود كشته است. قاتل همچنان، مصرانه مي گويد كه از 14 سالگي ‏خاطرخواه آن فوتباليست بوده و سال ها بعد، شماره تلفنش را مخفيانه، توسط دوستي ‏به وي رسانده است و اين چنين، ارتباطي كه يك سوي آن به «رابطه آنچناني» و «مواد ‏مخدر» و سوي ديگرش به «قتل فجيع» يك مادر مي رسد، آغاز شده است. قاتل حريم ‏خانواده اي را مخدوش كرده است. شوهر زني را فريفته است كه آن زن، مادر دو فرزند ‏بوده است، اما سخني از آن مادر (مقتول) و فرزندان نوجوانش نيست. اغلب نشريات ما، ‏رسانه هاي الكترونيك ما، سينماي مدعي «حقيقت» ما و... رأي قاطع مراجع عالي ‏قضايي و 20 قاضي متخصص را به كناري نهاده اند و از «كفش هاي صندل»، «عشق ‏سوزناك»، «شيك پوشي» و «اتاق مجلل» قاتل در بند زنانه زندان اوين مي نويسند؛ ‏اتاقي كه به نوشته هفته نامه «شهروند امروز» «دور تخت خوابش را پرده اي كشيده، ‏پرده را كه كنار بزني، روي ديوار عكس هاي ناصر چيده شده است.»(4)
‏5- چرا چنين شده است؟ چون اين رسانه ها ولايت فرهنگ اومانيستي غرب را پذيرفته ‏اند و به انانيت و فرعونيت خود قسم خورده اند كه اصالت را به «لذت» بدهند، نه به ‏‏«عدالت». اعدام قاتل اين «مادر» در فلسفه مجازات اسلامي، در عين «عدالت»، ‏عطوفت است و رحمت. اگر چنين شود، هم «جامعه» از بمب هاي تبليغاتي اي كه ‏شهوت قاتل را تيتر يك و «جنايت براي فحشا» را تبليغ مي كنند، نجات مي يابد و هم ‏‏«مجرم» با مرگ (قصاص)، از فزوني بار گناهانش كاسته مي شود كه به مصداق آيه اي ‏از آيات سوره بقره: «در قصاص كردن، زندگي است.»(5) امام خميني(ره) همواره با ‏تأكيد بر اين كه «اجراي حدود الهي براي حفظ حقوق بشر است»، در تمايز «راه الهي» ‏از «راه شيطاني» به فرق ميان «اعدام هاي اسلامي» با «اعدام هاي غربي» اشاره ‏كردند و فرموده اند: «اعدام هايي كه در اسلام است، اعدام هاي رحمت است. يك ‏طبيبي است كه چاقو را برداشته و يك جامعه را از يك موجودي كه اگر باشد، فاسد مي ‏كند جامعه را از شر اين نجات مي دهد جامعه را. يك حد از حدود الهي وقتي كه واقع ‏بشود، يك جامعه اصلاح مي شود.»(6) ايشان در تبيين رحمت بودن حدود الهي براي ‏شخص مجرم مي فرمايند: «آن هايي كه ريشه عذاب را مي دانند، آنهايي كه معرفت ‏دارند كه مسائل عذاب آخرت وضعش چيست... براي آن كسي كه فساد كن است، اگر ‏او را از بين ببرند يك رحمتي است بر او.»(7)
يك بار ديگر به صورت مسئله نگاه كنيد و سپس شعار دروغين حاميان قاتل را كه در ‏لفافه دفاع از حقوق زن پيچيده شده است. به قضاوت بنشينيد.
هر دو سوي ماجرا «زن» هستند. در يك سو زني هوسران و قاتل و در سوي ديگر زني ‏كه مادر دو فرزند است و بدون هيچ گناهي با 34 ضربه چاقوي زن قاتل به قتل رسيده ‏است. حالا سؤال اين است كه چرا بايد ميان يك زن قاتل و يك زن مظلوم و مقتول، جانب ‏زن قاتل گرفته شود؟ و اين جانبداري مشمئزكننده را «دفاع از حقوق زن»! قلمداد كنند. ‏مگر آن مادر مظلوم كه با قساوت به قتل رسيده، زن نيست؟ بنابراين بديهي است كه ‏مقصود شارلاتان هاي داخلي و خارجي از دفاع از قاتل، گسترش فساد، ترويج قتل زنان ‏پاك است. و قوه قضائيه در اين ماجرا آلت دست مروجان فساد و فحشا بوده است.
باب اين نقد و بررسي را مفتوح مي گذاريم. اميد داريم كه رسانه هاي ما «جنايت» را به ‏‏«سرگرمي» بدل نسازند و ارزش ها و حكمت هاي الهي را بازيچه منافع مادي براي ‏افزايش «تيراژ» خود نكنند. انشاءالله، نظام دادرسي قضايي ما نيز به اين نوشتار، ‏خيرخواهانه بنگرد و نقش چنين فرآيندي را بر خود واجب فرض كند.

يادداشت ها:
‏1- «بر سر بمب عشق چه مي آيد؟» هفته نامه شهروند امروز، ويژه نوروز 87 شماره ‏‏41، ص 83
‏2- «شهلا جاهد: نقش مرا مريلا زارعي بازي كند»، هفته نامه اميد جوان، شماره 573، ‏‏31 فروردين 87، ص4
‏3- «مستند مهناز افضلي حكم اعدام شهلا جاهد را نقض كرد»، خبرگزاري فارس، 25 ‏بهمن 1386
‏4- حديثي از پيامبر اعظم(ص) به معناي «بهشت زير سايه شمشيرها است.» و نيز، ‏نك: تفسير حضرت امام خميني از اين روايت در صحيفه نور.
‏5- سوره مباركه بقره، آيه 179، «في القصاص حياه»
‏6- صحيفه امام خميني(ره)، جلد 8، صفحه 333
‏7- صحيفه امام خميني(ره)، جلد 19، صفحه115‏ ‏ ‏


آدرس دائمی | نظرات (0) | ارسال از طریق YIM | صفحه آغازین | © دپارتمان 1385



آرشیو تفسیر در کیهان











جستجو





با پشتيباني Blogdigger badge

در باره


بخش تفسیر در کیهان، شامل پنداشتهای -به روز- پیام فضلی نژاد پیرامون منازعات جاری در روزنامه کیهان است

 

ارتباط و همكاري

سايت رسمي پيام فضلي نژاد،از آراء و عکس العمل هاي مخاطبان و منتقدان استقبال مي کند. با ما تماس بگيريد:

Payam.Fazlinejad at Gmaildot com